تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
وحشىّ و جزو اسفل به جانب انسىّ ، و او را از طرف فوق دو زايده هست « 1 » كه در مىرود در حقورك و از شيب دو زايده كه در مىرود در ركبه « 2 » .

ساق :

مركّب است از دو عظم متلاصق به هم : يكى از « 3 » طرف انسىّ و آن بزرگتر افتاده و درازتر و او را از طرف فوقانى نزديك به « 4 » مفصل فخذ دو نقره هست ، و او « 5 » را قصبهء كبرى « 6 » خوانند و ساق نيز خوانند ؛ و دوم از طرف وحشىّ واقع است و آن كوچك‌تر افتاده و ملاقى « 7 » فخذ نمىشود « 8 » از طرف فوقانى « 9 » و آن را قصبهء صغرى « 10 » خوانند ؛ و در ساق دو تحدّب هست مختلف الجهة ، يعنى در اين دو تحدّب مخالفتى هست ، چنان كه در فخذ بود ؛ مفصل ركبه « 11 » سلس افتاده و ملتئم مىشود از در رفتن زايدتين مذكورتين « 12 » كه آن تحدّبى است در هر دو گوى قصبهء « 13 » عظمى و او را دو رباط هست : يكى پيچيده و يكى ساده و دو رباط ديگر « 14 »
هامش
( 1 ) . دو زايدهء قسمت فوقانى فخذ عبارتند از« Head »كه سر استخوان ران به صورت 3 / 2 يك شكل كروى است و« Greater trochanter »كه در قسمت بيرونى استخوان فخذ واقع شده است . ( رك : استخوان‌شناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 81 ) . ( 2 ) . ن : - بسم اللّه الرحمن الرحيم . . . در مىرود در ركبه ؛ ركبه : زانو ؛ دو زايدهء مزبور در قسمت تحتانى فخذ ، امروزه« Condyle »ناميده مىشوند . ( 3 ) . ج : بر . ( 4 ) . ن : - به . ( 5 ) . ن : آن . ( 6 ) . ن : - به . ( 7 ) . ش : متلاقى ؛ ملاقى : پيوسته و متّصل . ( لغتنامه ) . ( 8 ) . ل : مىشود ، + و . ( 9 ) . ج ، ل : - و . ( 10 ) . قصبهء صغرى : استخوان نازك‌نى يا« Perone »مىباشد . ( 11 ) . ط : - ركبه ؛ ل : به ركبه . ( 12 ) . س : مذكرتين . ( 13 ) . ج ، ل ، ش ، ط : + كبرى . ( 14 ) . ن : - ديگر .