تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
استخوانى است كه در اين موضع است و كوچك افتاده و به دو انكفات و انطحاح « 1 » حاصل مىشود .

مشط :

« 2 » مراد به مشط محلّى است كه ميان رسغ و انامل باشد ، و آن « 3 » چهار استخوان است كه مقعّر ايشان قريب به باطن واقع « 4 » است و هر يكى از ايشان دو مفصل دارند ، يعنى زايده‌اى از هريك در مىرود در نقره‌اى « 5 » از رسغ .

اصابع :

پنج‌اند . هريك مركّب از سه عظم كه آن را سلاميات خوانند و بعضى با بعضى متّصل‌اند « 6 » اتّصال مفصلى « 7 » به زايده‌اى كه در مىآيد از يكى و در مىرود در ديگرى و در ميان مفصل ايشان استخوانى چند هست كه مواضع خاليه بدان « 8 » پر مىشود و آن را سمسمانيّات « 9 » خوانند ، و به غير از ابهام كه متّصل به « 10 » رسغ است ، اصابع ديگر متّصل به
هامش
( 1 ) . انكفات : انقباض ؛ انطحاح : انبساط . ( لغتنامه ) ؛ در تمام نسخ به صورت « انكباب و انطباخ » نوشته شده بود كه اينجا بدان معنى غلط مىنمود ؛ لذا به قياس اصلاح نموديم . ( 2 ) . ش ( زير سطر ) : + يعنى پشت دست ؛ اصطلاح علمى آن« metracarpe »است . ( ر . ك : كالبدشكافى ، ص 70 ) . ( 3 ) . ل : از . ( 4 ) . ط : + افتاده . ( 5 ) . ش : مفصل . ( 6 ) . ش : مفصل . ( 7 ) . ل ، ط : + به . ( 8 ) . ج : آنان ؛ ش : به آن . ( 9 ) . سمسمانيّات : استخوانهاى كنجدى يا« Dssesamoides »مىباشد كه استخوانهاى كوتاه و ريزى است كه جلوى مفصل‌هاى كف دستى بند انگشتى قرار دارد . دو تاى آنها كه ثابت است جلوى مفصل كف دستى بندانگشتى شست واقع‌اند ؛ يكى داخلى كه مدوّر است و ديگرى خارجى كه عرضا كشيده مىباشد . ( كالبد شكافى ، ص 71 ) . ( 10 ) . س ، ن ، ل : - به .