تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
زورقى از « 1 » يك طرف و از « 2 » طرف ديگر متّصل‌اند به طرف سه عظم از عظام مشط كه بر طرف « 3 » انسىّ واقع است و چهارم از استخوان رسغ ، نهاده به جانب وحشىّ نزديك خنصر استخوانى شبيه مكعّب ، يعنى جسمى كه محيط باشد به دو مسدّس ، و او را نردى « 4 » خوانند و او مرتبط است نزد عقب به دو زايده كه از ازاى او « 5 » درآمده است و در رفته در نقرهء مذكوره و از پيش به دو استخوان از عظام مشط .

مشط « 6 » :

مؤلّف است از پنج استخوان « 7 » كه هريك از اصابع « 8 » به دو متّصل مىگردد از جانب « 9 » ايشان و از جانب ديگر به استخوان رسغ . و اصابع « 10 » : هريك مركّب‌اند از سه پاره ، الّا ابهام كه مركّب از دو پاره است . و مجموع عظام غير از « 11 » عظم لامى و عظام سمسمانى و عظمى كه در
هامش
- است و فقط اشاره كرده كه « استخوانهاى مچ پا از استخوانهاى مچ دست بسيار كمتر است ، زيرا نياز كف دست به حركت و در بر گرفتن ، بيشتر از نياز قدم است » . ( قانون ، ج 1 ، ص 84 ) . ( 1 ) . ج ، ط : در . ( 2 ) . ن : + يك . ( 3 ) . ل ، ش ، ط : اطراف . ( 4 ) . ن ، ج : نودى ؛ ل ، ش : ازدى ؛ نردى : استخوانى كه كنار استخوان پاشنه به وى پيوسته است و آن شش پهلو دارد ، مانند كعبتين نرد . ( ر ك : جواهر التشريح ، ص 154 ) ؛ نردى ، همان استخوان طاسى يا« Cuboid »است . ( ر ك : استخوان‌شناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 115 ) . ( 5 ) . ط : - كه از ازاى او . ( 6 ) . مشط : منظور از مشط پا ، همان قسمت كف پاست كه موسوم به« Metatarsus »مىباشد . ( 7 ) . ج ، ل ، ش : + رسغ و اصابع پاى . ( 8 ) . ل ، ش : - از اصابع . ( 9 ) . ج ، ل ، ش ، ن : طرف . ( 10 ) . ج ، ل ، ش : + پاى . ( 11 ) . ط : - غير از .