گرد او درآمده ، و زايدهاى كه از قصبتين رسته و در مىرود هر دو طرف او در نقرهء عقب و او را دو زايده هست فوقانى : آنچه به طرف انسىّ افتاده « 15 » در مىرود در گوى كه در طرف قصبهء عظمى است « 16 » و وحشىّ او در مىرود در حفرهاى كه در طرف قصبهء صغرى واقع است ، و از اين حاصل مىشود مفصلى كه به دو تمام مىشود انبساط و انقباض قدم ؛ و بعد از او عظم اخمص « 17 » است و محدّب افتاده از طرف فوق و قدم با مشط مايل بدوست و او را زورقى خوانند « 18 » و او مربوط است به جزو مقدّم به رباط و در او گوى است كه در مىرود در او « 19 » دو زايدهء عقب و حاصل مىشود از مجموع ايشان مفصلى كه حركت قدم به جانبين جهت اوست .
رسغ پاى « 20 » :
چهار استخوان است ؛ سه از آن مرتبط است سرايشان به
هامش
( 15 ) . س : - افتاده .
( 16 ) . ج ، ل ، ش : - است .
( 17 ) . اخمص -Metatarsus؛ استخوانبندى متاتار سوس ( كف پا ) شامل 5 استخوان متاتارسال( Metatarsal Bones )است كه از داخل به خارج شمارهگذارى مىشوند ؛ يعنى اوّلين متاتارسال مربوط به شست ، و پنجمين يا آخرين مربوط به انگشت كوچك است .
( استخوانشناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 116 ) .
( 18 ) . ن : - خوانند ؛ زورقى -Seaphoid.
( 19 ) . س : - او .
( 20 ) . رسغ پاى : مچ پا شامل هفت استخوان است و بعضى از آنها كه تحمّل و توزيع وزن بدن را به عهده دارند درشتترند . اين استخوانها مانند مچ دست ، در دو رديف قرار گرفتهاند :
رديف خلفى موسوم به رديف پروگزيمال ، شامل تالوس( Talus )و كالكانئوس ( پاشنه ) است ؛ و رديف قدامى موسوم به رديف ديستال ، شامل ناويكولار ( ناوى ) و سه استخوان كانئيفورم ( ميخى ) داخلى ، ميانى ، خارجى و كويوئيد ( طاسى ) است . ( استخوانشناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 107 - 108 ) ؛ ابن سينا تعداد استخوانهاى مچ پا را صراحتا بيان نكرده -