ذراع « 1 » از طرف اعلى دو مفصل داشته باشد « 2 » ، او را « 3 » دو عظم مخلوق گشته .
مرفق :
عبارت از مجموع مفصل زندين است با عضد ، و كيفيّت اتّصال زند اعلى با او چنان است كه در طرف مرفق گوى هست كه زايدهاى كه از طرف وحشىّ عضد « 4 » رسته است « 5 » ، در او در مىرود و به او حركت منبطحه و ملتويه حاصل مىشود ؛ و كيفيّت مفصل زند اسفل چنان است كه در او دو زايده هست و در ميان ايشان چيزى است شبيه به سين « 6 » در خطّ فلسفيان « 7 » ؛ و بعضى گويند به حاء ؛ و آن جزو ، ملازم جزو عضدى است و هر دو طرف « 8 » هر دو زاويه در عتبتين در رفته و به دو حاصل مىشود بسط و قبض ساعد ، و هر دو طرف زايدتين از شيب چون مجتمع « 9 » مىگردد يكى مىشود و پيدا مىگردد گوى وسيع در زند اسفل .
هامش
( 1 ) . س : زراع ؛ ذراع : بازو را گويند كه رگ حبل الذّراع كه از شعبههاى قيفال است ، در او موجود است . ( مفاتيح العلوم ، ص 149 ) .
( 2 ) . دو مفصل عبارتند از : يكى مفصل زايدهء آرنجى( Olecranon )در زند اسفل ، و ديگرى مفصل انتهاى فوقانى زند اعلى( Head )است . ( ر ك : استخوانشناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 32 ) .
( 3 ) . ش ، ط : از .
( 4 ) . زايدهء وحشىّ عضد - زايدهء فوق قرقرهاى( Epitrochlee ). ( ر ك : كالبدشكافى ، ص 42 ) .
( 5 ) . ج ، ل ، ش : - است .
( 6 ) . س : - سين ؛ ل : شين .
( 7 ) . ابن سينا گويد : « ليكن زند زيرين داراى دو زايده ( آرنجى و منقارى ) است و در بين اين دو زايده يك بريدگى به شكل حرفCوجود دارد » . ( قانون ، ج 1 ، ص 76 ) ؛ دو زايدهء آنجى و منقارى -Proc . Coronoideus , Proc . Olecrani.
( 8 ) . ج : - و هر دو طرف .
( 9 ) . ج : مجموع .