تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠

فقرات عصعص « 1 » :

در اصل دنباله « 2 » است و فقرات او چون در آخر واقع است گوييا دنبالهء عجز است ، از اين جهت او را بدين تسميه « 3 » كرده‌اند ؛ و ايشان مؤلّف‌اند از سه عظم غضروفى و زوايد ندارند و مخرج اعصاب ايشان مشترك است « 4 » در تساوى ، يعنى « 5 » در آن هيچ كم و بيشى نيست ، چنان كه در فقرات گردن اختلاف بود و از فقرهء « 6 » آخرين عصب فرد بيرون مىآيد « 7 » .

كتف « 8 » :

ظاهر الهيئة « 9 » است و در طرف باريك او گويى است غاير « 10 »
هامش
( 1 ) . فقرات عصعص : يا استخوان دنبالچه ، موسوم به« Coccyx »، استخوان كوچك سه گوشى است كه از جوش خوردن چهار مهرهء كوكسى ژآل( Coccyeal Vertebrae )، ( گاهى هم 3 يا 5 مهره ) تشكيل شده است . ( ر ك : استخوان‌شناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 145 ) ، منصورى و ابن سينا ، عصعص ( دنبالچه ) را متشكّل از سه مهرهء غضروفى دانسته‌اند . ( ر ك : قانون ، ج 1 ، ص 71 ) . ( 2 ) . دنباله : دنبالچه نيز گفته‌اند . ( 3 ) . ج ، ل ، ش ، ط : تشبيه . ( 4 ) . ش : اند . ( 5 ) . ج : بعضى . ( 6 ) . ط : اختلاف . ( 7 ) . در اغلب موارد « منصورى » جملات « ابن سينا » را عينا با كمى تغيير بيان كرده است ، از جمله در اين مورد ، ابن سينا نيز مهره‌هاى دنبالچه را به مهره‌هاى گردن مانند كرده و تنها يك پى ( عصب ) را كه از مهرهء سوم خارج شده - البته به عقيده ايشان - عنوان كرده است . ( ر ك : قانون ، ج 1 ، ص 71 ) ؛ امّا در تشريح امروزى فقط يك عصب دنبالچه‌اى وجود دارد كه از مجاورت اوّلين مهرهء استخوان دنبالچه خارج مىشود . ( ر ك : همان ، حاشيه ) . ( 8 ) . كتف ( كتف ، يا كتف ، يا كتف ) -Omoplate. ( 9 ) . ج : آهئه ؛ ط ، ل : آلهية ؛ ش : آليه . ( 10 ) . ج ، ل ، ش : غاين ؛ غاير : فرورونده در نشيب . ( لغتنامه ) .