ضرورت افتاد كه چيزى كه نزديك اوست مشابه او باشد . پس زوايد مفصلى در او مضاعف افتاد ، و طبيعت نيافت بعد از خلق زوايد ، چيزى كه صرف كند « 1 » در خلق اجنحه ؛ چون فقرات و خرزات « 2 » پشت بزرگتر است « 3 » از فقرات عنق ، و مخرج عصب در او على السّويّه نيست ، بلكه بعضى كه در عاليه واقع است ، اعظم است از آنكه در سافله « 4 » واقع است ، و زايد مىگردد در عاليه و نقصان مىيابد در سافله تا زمانى كه باقى نمىماند « 5 » از ابره « 6 » به تمام و اين بعد از عاشر نباشد « 7 » ، بنا بر آنكه جرم ايشان از آنكه در واحدى « 8 » احتمال ثقبهء خاصّه دارد .
فقرات ظهر « 9 » :
دوازده است و بيست و چهار ضلع در او مركوز است از
هامش
عدد تا محكمتر باشد به آن زوايد منفصل برايشان مضاعف شد .
( 1 ) . ج : كنند .
( 2 ) . خرزات : جمع خرزه ، آنچه در رشته كشيده مىشود ، اينجا مراد فقرات و مهرههاى پشت است . ( ر ك : لغتنامه ) .
( 3 ) . ل : - است .
( 4 ) . ط : اسفل .
( 5 ) . ط : بماند .
( 6 ) . ابره : مراد تنهء اسفنج مانند استخوان مهره ، موسوم به« Body »است كه در آخرين مهرهء كمر سطح تحتانى به جاى افقى بودن مايل و قدرى متوجّه به عقب و ارتفاع تنه در جلو قدرى بيش از عقب است ، به علاوه زايدههاى مفصلى تحتانى مسطّح مىباشند . ( ر ك :
استخوانشناسى ، دكتر كيهانى ، ص 124 ) .
( 7 ) . س ، ن ، ط : - نباشد .
( 8 ) . ش ( زير سطر ) : + يعنى نخاع .
( 9 ) . فقرات ظهر : مهرههاى سينهاى يا پشتى ، موسوم به توراسيس( Thoracis Vertebrae )، دوازده مهره هستند كه در جدار خلفى قفسهء سينه ( توراكس ) قرار دارند و به تدريج كه رو به پايين مىروند ، در اثر افزايش سنگينى بار روى آنها ، بزرگتر مىشوند . ( استخوانشناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 136 ) .