تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
مشابهت به خنجر « 1 » .

فقرات قطن « 2 » :

پنج‌اند « 3 » متناسق به هم « 4 » يعنى به يك وضع افتاده كه بعد از فقرات صدرى واقع‌اند و ايشان را سناسن طوّاله و اجنحهء عرّاضه هست « 5 » ، و قطن با عجز همچون قاعدهء ظهرند .

فقرات عجز « 6 » :

سه‌اند كه بعد از قطن واقع‌اند « 7 » و سوراخى كه مخرج اعصاب است بر حاقّ « 8 » وسط نيست از يمين و يسار ، بلكه مايل است به طرف قدام و خلف ، و او شبيه است به عظام قطن در صلابت و عظم و استحكام مفصل « 9 » .
هامش
( 1 ) . ش ، ط : حنجره ؛ زايدهء خنجرى : كه در انتهاى عظم قصّ ( جناغ سينه ) واقع است ، موسوم به« Xiphoid Process »مىباشد . ( ر ك : استخوان‌شناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 152 ) . ( 2 ) . ش ( زير سطر ) : + يعنى كمر ؛ فقرات قطن : يا مهره‌هاى كمرى ، موسوم بهLumbar » « Vertebraeمىباشند . ( ر ك : استخوان‌شناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 137 ) . ( 3 ) . ط : پيچيده . ( 4 ) . ل : - به هم . ( 5 ) . ش ( زير سطر ) : + يعنى كمر ؛ فقرات قطن : يا مهره‌هاى كمرى ، موسوم بهLumbar » « Vertebraeمىباشند . ( ر ك : استخوان‌شناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 137 ) . ( 6 ) . فقرات عجز ( ، يا عجز ، يا عجز ) : همان استخوان خاجى يا« Sacrum »است . بر خلاف آنچه « منصورى » فقرات عجز را متشكّل از سه استخوان مىداند ، در طبّ امروزى به صورت استخوان يكپارچه متشكّل از پنج مهرهء به هم چسبيده معرفى شده است . ( ر ك : استخوان‌شناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 139 ؛ و نيز : استخوان‌شناسى ، دكتر كيهانى ، ص 124 ) ؛ حتى اطباى قبل از « منصورى » ، از جمله « ابن سينا » نيز آن را متشكّل از سه استخوان دانسته است . ( ر ك : قانون ، ج 1 ، ص 71 ) . ( 7 ) . ج ، ل ، ش : است ؛ ج : + طوله . ( 8 ) . حاقّ : وسط چيزى . ( لغتنامه ) . ( 9 ) . ط : فقرات .