است « 1 » ؛ و هفت از او سناسن ايشان بزرگ « 2 » افتاده و اجنحهء ايشان سطبر ، جهت حصن اعضاى رئيسه كه در شيب ايشان واقع است ؛ و فقرات از اوّل تا نهم نقر ايشان در زوايد شاخصه مايل است به فوق ، و سناسن منحدر « 3 » مىشود در او و لقم ايشان بر فوق افتاده و نقر ايشان به طريق اسفل و سناسن متحدّب « 4 » به فوق ؛ و از آن عاشره ، سنسن « 5 » او قايم است و زوايد شاخصهء فوقانى و تحتانى مشتمل است بر نقر ، و منفعت او آن است كه آسان باشد توجّه ايشان « 6 » به جوانب ، جهت ميل كردن حركت انحنا و انثنا ، يعنى دو تو شدن ؛ بنا بر آنكه وسط صدر است يا نزديك به دو « 7 » ؛ و « 8 » فقرهء اثنا عشرى مجرّد است از اجنحه ، بنا بر دو امر : يكى آنكه ملتصق است به حجاب نزديك « 9 » موضع اجنحه ، يعنى اتّصال او با حجاب در محلّ « 10 » اجنحه است و دوم آنكه « 11 » زوايد مفصلى از قطعات « 12 » مضاعف افتاده « 13 » ،
هامش
( 1 ) . فقرهء دوازدهم : در روى زايدهء عرضى ( اجنحه ) مهرهء دوازدهم و نيز مهرهء يازدهم ، رويهء مفصلى براى دنده ديده نمىشود . رويهء زايدههاى مفصلى تحتانى دوازدهمين مهره مانند رويهء زايدههاى مفصلى تحتانى مهرههاى كمر ، متوجّه به خارج است ؛ به همين دليل به نظر مىرسد كه خالى از اجنحه ( زوايد عرضى ) است . ( ر ك : استخوانشناسى ، دكتر كيهانى ، ص 122 ) .
( 2 ) . ج : - بزرگ .
( 3 ) . ش : منحلد ؛ منحدر : از بالا به زير آينده و سرازير شونده . ( لغتنامه ) .
( 4 ) . ج : منجذب .
( 5 ) . ط : سنن .
( 6 ) . س : - توجّه ايشان .
( 7 ) . ش : - يا نزديك به دو .
( 8 ) . س : - و .
( 9 ) . س : - نزديك .
( 10 ) . ط : موضوع .
( 11 ) . ط : - آنكه .
( 12 ) . ج : + قطينات .
( 13 ) . ش : + از بهر آنكه فقار قطن چون محتاج بود به بزرگى و زيادتى استحكام مفاصل انسان از جهت برداشتن فوقانيات را ، پس سياست نقر و لقم در مفاصل ايشان بيشتر باشد از روى