تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
بطن واقع است ، مبدأ اغشيهء ايشان غشاى مستبطن بطن است و آن به غايت باريك افتاده « 1 » در شيب عضل بطن ، و « 2 » ممتدّ مىشود از غضروف خنجرى « 3 » كه نزديك فم معده افتاده تا به عانه « 4 » ، مشتمل بر اعضاى بطن و آن را صفاق « 5 » خوانند « 6 » ؛ و اعضاى لحمى ، يا آنكه با ليف « 7 » باشد يا خالى از ليف ، و ليف جهت امداد است بر حركات طبيعى و ارادى ؛ و قول كسانى كه گويند فعل عضو موقوف است به وجود ليف ، معتبر نيست ؛
هامش
لنفاوى و اعصاب معين ( فرنيك ) و واگ و غيره است . قفسهء سينه مثل ريه‌ها با لايه‌اى از غشاى سروزى پوشيده شده تا در خلال تنفس هر دو سطح را نرم سازد . ( آموزش اصطلاحات پزشكى ، ص 353 ) مدياستن معمولا فرض مىشود كه به سه قسمت تقسيم شده‌اند : قدامى ، ميانى و خلفى . ( فرهنگ پزشكى ، ج 2 ، ص 785 ) . ( 1 ) . ش : + است . ( 2 ) . ط : - و . ( 3 ) . ش ، ل ، ط : حنجرى ؛ غضروف خنجرى : غضروفى است كه در قسمت تحتانى استخوان جناغ سينه قرار گرفته است ؛ اصطلاح علمى آن« Xiphoid CartiLage »يا زائدهء گزيفوئيد است . ( ر . ك : آناتومى تنه ، دكتر بهرام الهى ، ص 2 - 3 ) . ( 4 ) . عانه : استخوان عانه ، استخوان پشت زهار را گويند كه در قسمت تحتانى بدن ( لگن ) واقع است . اصطلاح علمى آن« pubis »است . پوبيس قسمت قدامى استخوان هيپ- Hipbone )خاصره ) را مىسازد و شامل يك تنه و دو شاخه ( فوقانى و تحتانى ) است . ( ر . ك : استخوان‌شناسى ، دكتر بهرام الهى ، ص 62 - 63 ؛ و نيز : استخوان‌شناسى ، دكتر نعمت اللّه كيهانى ، ص 147 - 151 ) . ( 5 ) . ل : صفات . ( 6 ) . صفاق : در ميان پوششهاى درونى بدن اوّل غشايى است كه همهء اندامان غذايى را در برگرفته و زير پوشش خود قرار داده است . ( ر . ك : قانون ، ج 2 / 3 ، ص 7 ) ؛ اصطلاح علمى آن« Peritoine »است . ( 7 ) . ليف : ريشهاى پى و رباط را گويند و جمع آن ليفات است ؛ اصطلاح علمى آن« Connective tissue »است . ( رك : آموزش اصطلاحات پزشكى ، ص 112 ) .