مىرسد ؛ و اگرنه مبدأ قوّت و ممدّ اوست ، ببينيم كه قابل فعل رئيس است يا نه ؛ اوّل را مرئوس گويند ، چون لحم حسّاس ، و ثانى را نه رئيس و نه مرئوس ، چون لحم غير حسّاس .
شعر « 1 »
و فى الأعضاء تركيب و فى التّركيب ترتيب * على المرؤوس ما كانت رئيسا سابقا طبعا
و اعضايى كه از منّيين « 2 » متولّد مىگردد هرگاه كه تفرّق اتّصال عارض ايشان گردد ، حقيقتا منجذر « 3 » نشوند ، الّا بعضى در زمان صبى . بنا بر آنكه در اين وقت مادّه بسيار بود ؛ و آنچه از لحم متولّد مىگردد صلاح مىپذيرد و به حال طبيعى مىشود ؛ و اعضايى چند كه در ميان صدر واقعاند ، به طريق التصاق « 4 » ، محلّ آن غشاى مستبطن اضلاع صدر است و آن غشايى است شبيه به بافتهء عنكبوت كه ملتصق « 5 » به جميع اضلاع صدر است و گرد بر « 6 » آمده بر اعضايى كه در داخل اوست ، و ناشى مىگردد از او دو غشا كه قاسم صدراند به دو نيمه به طريق طول ؛ « 7 » و آن اعضايى كه بر
هامش
( 1 ) . ش : بيت ؛ ط : - شعر .
( 2 ) . ش : منى ؛ ل : منيتن .
( 3 ) . ج : ميخر ؛ ل : متجر ؛ منجذر : بريده شده و قطع گشته . ( لغتنامه ) .
( 4 ) . ج ، ل : التفات .
( 5 ) . ج ، ل : ملصق .
( 6 ) . ج ، ل ، ط : در .
( 7 ) . قفسهء سينه( ThoraX )مركّب است از دو حفرهء جنبى راست و چپ و فضاى بين آنها يا ميان سينه( Mediastinum )، مدياستن دو جنب را از هم جدا مىكند و محتوى قلب ، تيموس ، مرى ، ناى و دو برونش ( راست و چپ ) ، تعداد زيادى عروق خونى ( آئورت صعودى و نزولى ، وريد اجوف فوقانى ، سرخرگهاى ريوى و غيره ) ، ساير عروق و غدد