قواى طبيعى همچنين ؛ و ابو على سينا در شفا « 1 » آورده است كه قول ارسطو به تحقيق و تدقيق اقرب است و قول اطبّاى بادى الرّأى أظهر ؛ چنانچه اشارت بدين سخن فرمودهاند « 2 » .
نظم « 3 »
يكى روح است و هر جايى از او كارى شود پيدا « 4 » * اگرچه هيچ نستاند ، همه كارش بود اعطا « 5 »
پس معلوم گشت كه معطى مطلق قلب است ؛ يا قابل مطلق ، همچون لحم حسّاس كه قبول حسّ و حركت مىكند از دماغ و اعطاى قواى محتاج إليها به ديگرى نمىكند ؛ يا معطى « 6 » و قابل بود ، چون كبد كه قوّت حيوانى از دل مىستاند و اعطاى قوّت تغذيه به اعضاى ديگر مىكند ؛ يا نه معطى و نه قابل بود ، چون لحم غير حسّاس و عظام كه نه قبول است و نه اعطا در او ، و بدين اشارت فرمودهاند « 7 » :
شعر « 8 »
و منها القابل المعطى « 9 » و منها آخذ وحده * و منها العكس « 10 » للأولى « 11 » فهذا اربع يروى
هامش
( 1 ) . شفا : از مهمترين و معروفترين تأليفات ابو على سينا در منطق و الهيات و طبيعات به زبان عربى است .
( 2 ) . ش : است ؛ ج : - اند .
( 3 ) . ج ، ل ، ش : بيت .
( 4 ) . ش : از او روشن شود كارى ؛ ل : از او پيدا شود كارى .
( 5 ) . ش : بود كارش همه اعطا .
( 6 ) . ج ، ل ، ش : - و .
( 7 ) . ج : - اند .
( 8 ) . ش : بيت ، ج ، ل : نظم ؛ ط : - شعر .
( 9 ) . ش : قابل معطى .
( 10 ) . ج : عكس .
( 11 ) . ج : عكس .