تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
كنند كه چون لحم از دم « 1 » متولّد مىشود « 2 » پس قلب بعد از لحم حاصل گردد ؟ . جواب گوييم كه قلب عضوى است لحمانى « 3 » ، پس منى ، غير لحم در او باشد و حدوث او از لحم اوّلا معتبر نباشد ؛ و اعضاى مفرده از منى متولّد مىشود ، خواه كه قوّت عاقده خاصّ « 4 » باشد به منى مرد و قوّت منعقده به منى زن ، يا آنكه در هر دو قوّت عاقده و منعقده موجود باشد و عاقده در منى مرد زياده باشد « 5 » و منعقده در منى زن ، چنان كه « 6 » جالينوس بر آن است . و اعضا يا آنكه معطى مطلق بود ، چون دل به مذهب ارسطو كه اعطاى قوّت « 7 » حيوانى به جميع بدن مىكند و از غير هيچ نمىستاند ؛ يعنى چون محلّ روح حيوانى دل است و مجموع قوا از مبدأ حقيقى كه آن نفس ناطقه است ، فايض مىشود به روحى « 8 » كه در قلب است و به واسطهء شرايين از او « 9 » به جميع بدن منتشر مىگردد . بنابراين محلّ و منبع جميع قوا قلب باشد و مظهر قواى نفسانى دماغ و مظهر قواى طبيعى كبد ؛ و پيش اطبّا آن « 10 » است كه نفس ناطقه افاضت قواى نفسانى نمىكند ، الّا زمانى كه روح ميل كند به دماغ و مستحيل شود بر مزاجى كه اعدل باشد به نسبت با او و « 11 » در
هامش
( 1 ) . ج ، ل ، ش ، ط : منى . ( 2 ) . ج : نشود ؛ ش ، ط : منى . ( 3 ) . ج ، ل ، ط : لحمانى است . ( 4 ) . ش : خواص . ( 5 ) . س ، ن ، ج ، ش ، ل : - باشد . ( 6 ) . ش : چنانچه . ( 7 ) . ش : + به . ( 8 ) . ط : روح . ( 9 ) . ش : - از او . ( 10 ) . ط : اين . ( 11 ) . ط ، ل : - و .