نفس است در تمام حركات و افعال ، چنانچه دست كه پارهاى از آن را « 1 » دست نمىتوان گفت ما دام كه هيأت مجموعى نيست ، و در اين محلّ مراد به مفرد آن است ؛ يعنى « 2 » جزوى از او مشابه كلّ باشد در اسم و حدّ ، نه معانى ديگر كه اطلاق كنند كه عبارت از آن است كه شيء اصلا جزو نداشته باشد « 3 » ، يا جزو داشته « 4 » باشد و دلالت « 5 » نباشد ، يا جزو باشد و دلالت باشد ، امّا بر معنى مقصود نباشد ، يا جزو باشد و دلالت و مقصود نباشد ، يا آنكه اقلّ الأجزاء باشد ، « 6 » چنان كه « 7 » عضل به نسبت با چشم ؛ و مفرد و بسيط قريباند به هم و فرق ميان ايشان آن است كه مفرد به « 8 » ازاى مؤلّف ، موضوع است و بسيط به ازاى مركّب ؛ و فرق ميان مؤلّف و مركّب « 9 » گفتهاند كه مركّب آن است كه چيزى با چيزى ضمّ كنند « 10 » اعم از آنكه ميان ايشان مناسبت باشد يا نه ؛ و مؤلّف ضمّ دو امر است به شرط مناسبت و تقدّم . و اعضاى مركّبه از مفرده حاصل مىشود و مجموع اعضاى مفرده از منى متولّد مىگردد ، غير از لحم كه او از دم حاصل مىگردد و حرارت تعقيد او مىكند ؛ و سمين و شحم كه ايشان از مائيهء دم متولّدند و تعقيد ايشان برودت مىكند ، بنا بر آنكه محلّل ايشان حرارت است ؛ اگر سؤال
هامش
( 1 ) . ط : پاره را از او ؛ ج : پارهاى از او .
( 2 ) . ط : كه .
( 3 ) . ش : بود .
( 4 ) . ل : نداشته .
( 5 ) . ش : آلت .
( 6 ) . در مورد اعضاى مفرد و مركب ، ر . ك : قانون ، ج 1 ، ص 44 ، قانونچه ، صص 13 - 14 .
( 7 ) . ط : چنانچه .
( 8 ) . ج ، ل ، ش : در .
( 9 ) . ط : + آن است كه .
( 10 ) . ط : كند .