تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
نمىشود . « 1 » لا بدّ او را شيئى بايد كه محيط شود بر او « 2 » و به تحليل نرود و از آن شىء حركت و توجّه به جوانب « 3 » باشد . بنابراين واجب بود « 4 » كه در وسط باشد تا نسبت او به جوانب على السّويّه باشد « 5 » و الّا ترجيح غير مرجّح لازم آيد ، و آن عضوى كه محيط او گشته تجويف قلب است . پس اوّل چيزى كه متكوّن مىشود از اعضا و عاى روح است و آن قلب است ؛ و ديگر آنكه تا چون بدن موجود نشود قوّت غاذيه به دو متعلّق نشود « 6 » و تكوّن او موقوف است به حرارت غريزى . پس عضوى كه منبع حرارت غريزى است بايد كه در تكوّن مقدّم باشد بر عضوى كه مظهر قوّت غاذيه است كه كبد باشد « 7 » ، بنابراين ضرورى باشد كه قلب مقدّم باشد « 8 » بر كبد ؛ و همچنين ما دام كه بدن خالى از حيات باشد محال است كه حساس بود .
هامش
( 1 ) . ابن سينا دربارهء نحوهء به وجود آمدن جنين ، مىگويد : « هنگامى كه زهدان ، منى نرينه را در برمىگيرد ، اوّلين مرحله كاربرد وارد آمدن منى نرينه به زهدان و استقرار يافتنش كف كردن منى است . در منى جمع شده در زهدان سه نيروى بايستهء هر موجود زنده كه عبارت از روان و نيروى طبيعت و نيروى زيست هستند ، وجود دارد و در اين تبديل به كف شدن . . . هر كدام به جاى خود سوق داده مىشوند و اندامى كه بايد خميرهء سرشتىاش باشند ، از آنها به وجود مىآيد . . . » . ( قانون ، ج 3 / 3 ، ص 282 ) . ( 2 ) . ج ، ط : شود به دو ؛ ل : بود به دو . ( 3 ) . ج : جانب . ( 4 ) . ل : - بنابراين واجب بود . ( 5 ) . همين نظريه را ابن سينا نيز بيان كرده است : « از اثر بادى كه با خود دارد ، وسط را فراخ مىكند و جايى براى جنين كه بتواند در آن آزادانه حركت مناسب حال داشته باشد ، آماده مىشود » . ( قانون ، ج 3 / 3 ، ص 282 - 283 ) . ( 6 ) . ج ، ل ، ش ، ط : نگردد . ( 7 ) . س ، ن ، ط : - كه كبد باشد . ( 8 ) . ط : بود .