تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
براى « 1 » اساس تركيب است نه كلّ فردفرد ، و مراد به آنكه عظام « 2 » اساس بدن است ، به اعتبار صلابت است نه تقدّم در وجود ، و الّا هيچ بحث در اين نيست كه موقوف است بر حيات و منبع آن قلب است ؛ و بعضى برآنند كه چون مادّهء منى بر محلّ زرع « 3 » رسد در او غليانى پيدا شود و چهار نقطه پديد آيد : يكى در محلّ قلب و يكى « 4 » در محلّ دماغ و ديگر در محلّ جگر و آخر بر همه محتوى مىگردد ، « 5 » و اين قول به صواب اقرب مىنمايد « 6 » ؛ و اگرچه دليل ارسطو بر آنكه قلب اوّل « 7 » متكوّن مىشود مشاهده است و قياس ، و پيش اهل تشريح مشاهده اوضح « 8 » و اقوى است ؛ و « 9 » از قياس يكى آنكه در منى اجزاى هوايى بسيار است و حرارت قويّه « 10 » به همين سبيل ، و اوّل چيزى كه حاصل مىشود از او ، جوهر روح است ؛ بنا بر آنكه تكوّن « 11 » او آسانتر بود و حاجت به جانب او زياده . پس اوّلا جوهر روح « 12 » متميّز گردد و جمع شود ؛ چون روح جسمى است سيّال نزد اطّبا « 13 » ، به نفس خود قايم
هامش
( 1 ) . ج ، ش : جهت . ( 2 ) . ل ، ج : عظم ؛ ش : اعظم . ( 3 ) . زرع : اينجا يعنى محلّ رشد و نموّ جنين كه رحم( Uterus )مادر است ؛ نيز به معناى فرزند آمده كه جمع آن زروع است . ( ر . ك : لغتنامه ) . ( 4 ) . ل ، ش ، ط : ديگر . ( 5 ) . شيخ ابو على سينا نيز از آن به « چهار مرحله » تعبير مىكند كه يكى پس از ديگرى پديد مىآيند ؛ امّا نظريهء شيخ با گفتهء منصور متفاوت است . شيخ نقطه‌هاى خونى كه در مراحل اوليهء جنين ديده مىشود ، به ترتيب زمانى ، ناف و قلب و كبد و مغز مىداند . ( ر . ك : قانون ، ج 3 / 3 ، صص 283 - 285 ) . ( 6 ) . ش : است . ( 7 ) . ل ، ج ، ش : اوّل قلب . ( 8 ) . ش : واضح . ( 9 ) . س : - است ، و . ( 10 ) . ش : قريبه . ( 11 ) . ش : - تكوّن . ( 12 ) . ج ، ل ، ش : - جوهر روح . ( 13 ) . ج ، ل : - نزد اطبّا .