قوّت « 1 » است ، كبد است ، پس در تقدّم اولى باشد ؛ و اين سخن ضعيف است ، « 2 » بنا بر آنكه غذا دادن موقوف است بر حيات و حيات از قلب است ؛ و ابو على سينا بر آن است كه « 3 » سرّه « 4 » مقدّم است ، بنا بر آنكه غذا از او به جنين مىرسد و ضرورت « 5 » است كه ممرّ غذا « 6 » او را حاصل گردد اوّلا « 7 » ؛ و اين سخن را تزييف « 8 » كردهاند ، به واسطهء آنكه شايد كه در تكوّن مؤخّر « 9 » باشد و ظهور او به سبيل حس « 10 » بعد از سرّه باشد ؛ و بعضى برآنند كه اوّل فقرات ظهر مخلوق مىشود ، جهت آنكه اساس است و اساس مقدّم باشد بر ما يبنى عليه و اين نيز اعتبار نكردهاند « 11 » ، به جهت آنكه فقرات از
هامش
( 1 ) . ط : + دو .
( 2 ) . ابن سينا نيز اين نظريّه را به شدّت ردّ مىكند ؛ چنان كه در كتاب سوم قانون آورده است :
« يكى در اين اواخر - كه مىتوان گفت در خودستاى و كممايگى نابغهء دوران است - گفته است : بهتر آن است بگوييم اندامى كه از ساير اندامان جنين در خلقت پيشى گرفته است ، كبد است ؛ زيرا اوّلين نياز مبرم بدن غذا است و حتما هيچ چيز زنده بدون غذا نمىپايد .
غذاى بدن از كبد توزيع مىشود و بايد جايى كه تأمين غذاى بدن از آن است قبل از هر اندام ديگرى پىريزى و ايجاد گردد . تو گويى اين آقاى فضولباشى فكر كرده است كه هر چه خودش آرزو مىكند و هرچه خود او مىپسندد ، روا و پسنديده است . . . اما متأسفانه كاملا راه خطا پيموده است » . ( قانون ، ج 3 / 3 ، ص 283 - 284 ) .
( 3 ) . س : گويد .
( 4 ) . سرّه : ناف ؛ ر . ك : قانون ، 3 / 3 ، ص 285 .
( 5 ) . ط : ضرورى .
( 6 ) . ش : + اولا .
( 7 ) . ج ، ل ، ش : - اولا .
( 8 ) . ل ، ش : ترسف ؛ ج : تزنيف ؛ تزييف : ناسره و نبهره گردانيدن ؛ و نيز تحقير و تصغير كردن است . ( لغتنامه ) ؛ و مراد از تزييف سخن ، نادرست شمردن آن است .
( 9 ) . ط : مقدم .
( 10 ) . ل ، ج : جنين .
( 11 ) . ل ، ج ، ش ، ط : - به .