تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧

المقدّمة « 1 »

چون مقصود بالذّات تشريح « 2 » اعضاست ، اشارتى « 3 » به ذكر و تقسيمات آن « 4 » مىرود . اعضا « 5 » عبارت است از اجسامى چند غليظ كه از امتزاج
هامش
( 1 ) . ج ، ط ، ش : مقدمه . ( 2 ) . تشريح : در اصطلاح اطبّاء ، بيان كردن حقايق و اشكال اعضاى درونى و برونى و شمار استخوانها و بيان محل و پيوند هر عضو و بيان رگها و عصبها است . تشريح ، بر خلاف علم فيزيولوژى( Physiologie )كه وظايف الأعضا مىباشد ، علم به چگونگى اعضاى جسم است . ( ر . ك : لغتنامه ، ذيل همين كلمه ) ؛ اصطلاح علمى تشريح« Anatomy »است . ترجمهء تحت اللفظى اين واژه يعنى يك برش از ( عضوى ) يا در ( عضوى ) . نام آن از« Tomy »، به معنى بريدن و شكاف دادن مشتق شده ، چون‌كه به‌طور كلّى ساختمان بدن انسان از كالبد شكافى آموخته شده است . ( آموزش اصطلاحات پزشكى ، ص 94 ) . ( 3 ) . ش : اشارت . ( 4 ) . ج ، ط ، ش : او . ( 5 ) . اعضاء : جمع عضو است و آن اندام و هر گوشت فراهم آمده در استخوان است . و در اصطلاح علماى طبّ ، اجسام متولّده از اوّل مزاج اخلاط ؛ مانند اعضاى اصليه ( عظام و اعصاب و عروق ) ، اعضاى آليه ( اعضاى مركّبه ) ، اعضاى رئيسه ( قلب و كبد و دماغ و انثيين ) ، اعضاى مفرده ( استخوان ، غضروف ، عصب ، رباط ، وتر ، شريان و . . . ) ( ر . ك : لغتنامه ، ذيل همين كلمه ) ؛ اصطلاح علمى اين واژه ( عضو ) ،« Mebra »يا« Limb »و يا« Organ »
تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 47 | منصور بن محمد ابن الياس الشيرازي / يوسف بيگ باباپور