است « 1 » و فايدهء او « 2 » تصفيهء هوا بود از دخان و غبار « 3 » و ممدّ صوت باشد .
لوزتين « 4 » :
دو عضو « 5 » اند از لحم عصبانى شبيه به غدّه « 6 » كه از اصل زبان رسته است و فايدهء آن منع هوا است از آنكه دفعتا نفوذ نكند « 7 » در ريه .
امّا آلات غذا :
اوّل « 8 » مجرى دهن است كه فايدهء آن ظاهر است و دندان جهت سحق « 9 » و طحن « 10 » در او موجود « 11 » .
زبان :
مؤلّف است « 12 » از لحم ابيض و شرايين و آورده و اعصاب و در اصل « 13 » او دو قطعه لحم غددى هست جهت انسكاب « 14 » لعاب تا به مطعوم « 15 » مختلط گردد « 16 » و زبان در اساغت « 17 » و ازدراد « 18 » و تقليب
هامش
نگاهدارد تا آواز به اندازه آراسته باشد و دوم آن است كه هواى سرد را باز دارد تا سردى آن ناگاه به شش نرسد . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، به نقل از لغتنامه ) .
( 1 ) . س ، ن ، ط ، ل ، ج : - است .
( 2 ) . ش ، ط : آن .
( 3 ) . ل : هوا .
( 4 ) . لوزههاى حلقى ( آدنوئيدها ) در ديوارهء حلقى بين حلق قرار دارند .
( 5 ) . ل : عظم .
( 6 ) . ط : غيره .
( 7 ) . ل ، ش ، ط : كند .
( 8 ) . ن : انفتاح و انفلاق حنجره . . . انضمام و .
( 9 ) . ن : سخن ؛ سحق : سودن و ساييدن و ريزهريزه كردن . ( لغتنامه ) .
( 10 ) . طحن : آسيا كردن و خرد كردن . ( لغتنامه ) .
( 11 ) . ط : + است .
( 12 ) . س ، ش ، ج ، ل : - است .
( 13 ) . ط : + در .
( 14 ) . ن : انسكات ؛ انسكاب : ريخته شدن آب .
( 15 ) . ل : مسعطوم .
( 16 ) . ط : مختلف نگردد .
( 17 ) . اساغت : رفتن آب و طعام به گلو . ( لغتنامه ) .
( 18 ) . ازدراد : فرو بردن لقمه و جز آن را به گلو . ( لغتنامه ) .