بطن و منشأ او « 1 » صفاق است كه آن « 2 » پوست بيرونى شكم است و در حجاب دو سوراخ است : يكى در موضع فقرات و يكى ديگر آن است كه مىگذرد در او قسمى از عرق اجوف و به اعالى بدن مىآيد و در موضعى كه ميان حجاب است ملتحم مىشود التحامى محكم ؛ و فايدهء حجاب دو است : يكى آنكه به واسطهء « 3 » او صدر منبسط و منقبض شود با ساير عضلات محرّكهء صدر ، و « 4 » فايدهء دوم آنكه حايلى باشد ميان آلات تنفّس و آلات غذا « 5 » .
آلات حلق :
عبارت است « 6 » از مجموع مجريين « 7 » كه آن مجرى قصبهء ريه است و مرى « 8 » ؛ و ذكر مرى در اعضاى غذا كرده شود ؛ و قصبهء ريه عضوى است مزمارى شكل ، مؤلّف از غضاريف و غشايى بر آن كشيده و او از اقدام « 9 » مرى نهاده « 10 » است و در ريه منشعب مىشود و فايدهء آن تنفّس است كه عبارت از جذب نسيم و دفع بخار دخانى بود « 11 » و بالاى او حنجره است .
هامش
( 1 ) . ج ، ش ، ط : آن .
( 2 ) . ط : - است كه آن .
( 3 ) . س : - به واسطهء .
( 4 ) . ش : - صدر و .
( 5 ) . حجاب حاجز يا « ديافراگم » عضلهء اصلى تنفس است . به طورى كه در هنگام دم منقبض و مسطح مىشود و پايين مىرود و ظرفيت قفسهء سينه را افزايش مىدهد و باعث مىشود ريهها منبسط و با هوا پر شوند .
( 6 ) . ج ، ل ، ش ، ن : - است .
( 7 ) . ج ، ل ، ش ، ن : + بود .
( 8 ) . مرى : يا( Esophagus )لولهء باريك عضلانى غشايى به طول ده اينچ ( 25 سانتيمتر ) و به قطر يك دوم اينچ ( تقريبا 1 سانتيمتر ) است كه از حلق شروع شده و از برابر مهرهها پايين مىرود تا به معده وارد شود . ( آموزش اصطلاحات پزشكى ، ص 390 ) .
( 9 ) . ج ، ل ، ط : + قدام .
( 10 ) . ش : زياده .
( 11 ) . ن : است .