تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
آنها را ويران نمود و كاهنان آنجا را زندانى ساخت و مجسمه‌ها را به « بيزانتيوم » فرستاد . اينك برگرديم به شرح باقى داستان خويش :

20 [ روابط روميان با مردم حبشه و طوايف حميرى و پادشاهى ابرهه ]

« هلستيوس » پادشاه حبشيان كه مسيحى متدين و متعصبى بود شنيد كه گروهى از « حميريها » و مخصوصا يهوديان آن ناحيه عيسويان را آزار مىدهند و به بت‌پرستى گرويده‌اند . به اينجهت لشكر بزرگى گردآورد و با كشتىهاى زياد به جنگ آنها رفت و پس از كشتن پادشاه ايشان و قتل‌عام گروه بسيارى از مردم آن سامان شخص ديگرى را كه كيش عيسوى داشت و به اسم « ازيميفيوس » « 1 » ناميده مىشد به پادشاهى « حميريها » برگزيده و از او پيمان گرفت كه همه ساله مبلغى خراج به حبشه بپردازد . در ميان سپاه حبشى گروه زيادى از غلامان و بزهكاران بودند كه چون سرزمين حاصلخيز « حميريان » را ديدند ديگر حاضر به بازگشت با پادشاه خود نشدند و در همانجا رحل اقامت افكندند . اين گروه اندكى بعد به همراهى جمعى از بوميان آنجا بر ضد « ازيميفيوس » برخاسته او را دستگير كردند و در دژى زندانى نمودند و شخص ديگرى موسوم به « ابرهه » را بجاى وى به پادشاهى برگزيدند . « ابرهه » غلام يكى از مردم روم بود كه به بازرگانى و حمل كالاهاى تجارتى در شهر « آدوليس » واقع در حبشه اشتغال داشت . چون « هلستيوس » از داستان طغيان « حميريها » آگاه گرديد ، به قصد تنبيه « ابرهه » و سركوبى شورشيان ، سه هزار سپاهى به سردارى يكى از بستگان خود بدانجا گسيل داشت . سپاهيان مزبور نيز چون سرزمين‌هاى حاصلخيز « حميرى » ها را ديدند از فكر بازگشت منصرف شدند و بىاطلاع سپهسالار خود با « ابرهه » پيمانى بستند و همين كه جنگ ميان دو طرف آغاز گرديد سپهسالار خود را كشتند و به دشمن پيوستند . « هلستيوس »
هامش
( 1 ) - به نظر مىآيد كه ازيميفيوس همان ذونواس پادشاه يمن باشد كه به علت جور بر مسيحيان مورد حملهء حبشيان مسيحى قرار گرفت و پروكوپيوس اشتباها او را بجاى ارياط سردار فاتح حبشى گرفته .