است كه امپراطور به ظاهر مالك بيشههاى نخل است ، اما در واقع هيچيك از اين سرزمينها را نتوانسته است به درستى متصرف گردد ، زيرا بيابانى وسيع و غير مسكون كه به مسافت ده روز راه امتداد دارد در اين حدود وجود دارد و از آن گذشته خود بيشهها هم فايدهاى نمىدهند و ارزش ندارند و وقتى « ابوكورابوس » آنها را به امپراطور بخشيد ، « ژوستينين » از بىفايدگى آنها كاملا آگاه بود و فقط بنا به مصلحت به قبول آن تن درداد . اين بود توصيف مختصرى از بيشههاى نخل « عربستان » ، اما در مجاورت خاك اين طوايف قبايل ديگرى از اعراب سكونت دارند كه به نام « مدنى » موسومند و تابع اقوام « حميرى » مىباشند . « حميريها » كمى دور تر از اين اعراب در ساحل دريا اقامت دارند و پشت سر آنها بسيارى از طوائف ديگر هستند كه خاك آنها تا سرزمين اعراب آدمخوار امتداد مىيابد .
در قارهء روبروى « حميريها » طوايف حبشى سكونت دارند كه به مناسبت اسم شهر آنها « اوپوميس » « 1 » به نام « اوپوميت » ها نيز معروف مىباشند .
دريائى را كه ميان اين دو ناحيه قرار گرفته در صورت وزيدن باد مساعد مىتوان در پنج شبانه روز پيمود ، زيرا گردابهاى سختى در اين نقطه وجود ندارد و مردم آنجا عادت به كشتىرانى در شب دارند . اين قسمت از دريا را بعضىها به اسم بحر احمر نيز خواندهاند ، زيرا دريايى كه تا شهر « ايلاس » امتداد دارد به نام خليج عربستان معروف است و وجه تسميهء آن نيز آنست كه كشورى كه ميان آن نقطه و شهر « غزه » « 2 » قرار دارد از زمان قديم به اسم عربستان معروف بوده است و پادشاه عربستان و امراء او نخست در شهر « پترا » اقامت داشتهاند .
بندرى كه « حميريها » به قصد مسافرت حبشه از آن وارد دريا مىشوند به اسم « بوليكاس » « 3 » معروف است و بندرى كه در آن به مقصد رسيده و پياده - مىشوند به « آدوليت » « 4 » موسوم است . اما شهر « آدوليس » به مسافت دويست
هامش
( 1 ) -Aupomis( 2 ) -Gaza( 3 ) -Bulicas( 4 ) -Adulitae