« استاد » تا بندر فاصله دارد در صورتى كه از شهر « اوپوميس » تا آنجا بيست روز فاصله است .
كشتىهائى كه در هندوستان و در اين دريا ديده مىشوند با جهازات ساير جاها فرق دارند ، يعنى كف و بدنهء آنها با قير يا مواد ديگر اندود نشده و به جاى آنكه تختهها را با ميخ به هم بكوبند آنها را با يك قسم طناب محكم به هم بستهاند . علت اين كار آنطور كه غالب مردم تصور مىكنند آن نيست كه صخرههاى آهنربا در اين نقاط وجود دارد و آهن كشتىها را به خود مىكشد ( زيرا كشتىهاى رومى كه همه ميخهاى آهنى دارند پيوسته در اين دريا رفت و آمد مىكنند و هرگز تاكنون چنين اتفاقى براى آنها رخ نداده است ) بلكه علت اصلى آن اينست كه هنديها و حبشيها آهن يا مواد ديگرى كه بدين كار آيد ندارند و رومىها هم مطابق قانون خود از فروش آن ممنوع هستند و اگر كسى اينگونه اشياء را به بيگانگان بفروشد به هلاكت مىرسد . اين بود توصيف درياى موسوم به بحر احمر و سرزمينهاى اطراف آن .
از شهر « اوپوميس » تا مرزهاى مصر كه جزو متصرفات روم است و شهر « الفانتين » « 1 » در آنجا واقع است سى روز راه است و در طول اين مسافت اقوام زيادى سكونت دارند كه از همهء آنها مهمتر قبائل بزرگ « بلميز » « 2 » و « نبطىها » « 3 » هستند . « بلميز » ها در مركز كشور اقامت دارند و طوائف « نبطى » در نواحى اطراف رود نيل سكونت گزيدهاند . سابقا سرحد روم در اين سمت به قدر هفت روز راه بيشتر از امروز بوده است . ليكن « ديوكلسين » امپراطور روم چون ديد كه درآمد نواحى مذكور بىاندازه كم و ناچيز است و به - علاوه قبايل « نبطى » كه نخست در حوالى شهر « اوسيس » اقامت داشتند اغلب آن نواحى را دستخوش تاختوتاز و چپاول قرار مىدهند به اينجهت به وحشىهاى مزبور وعده داد كه اگر اقامتگاه سابق خود را ترك گويند و در
هامش
( 1 ) -Elephantine( 2 ) -Blemyes( 3 ) -Nobatae