تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
استقامت نمايند ، زيرا حصار شهر در غالب قسمت‌هاى آن كوتاه و نااستوار بود و ايرانىها به آسانى مىتوانستند آن را منهدم سازند . بعلاوه مردم نه آذوقهء كافى داشتند و نه وسايل جنگ كه با آن از شهر خويش دفاع كنند . در اين اثنا « سيتاس » با سپاه خود به نقطهء موسوم به « آتاكاس » « 1 » كه صد « استاد » تا شهر « مارتيروپوليس » فاصله داشت رسيد و چون جرأت پيشروى نكرد همانجا اردو زد و مقيم شد . « هرموژن » نيز دوباره به سفارت از « بيزانتيوم » آمده و همراه سپاه مزبور بود . در اين وقت واقعه‌اى اتفاق افتاد كه وضع جنگ را يكباره تغيير داد و تفصيل آن از اين قرار است : در ميان ايرانىها و رومىها از قديم رسم بود كه جاسوس‌هائى به خرج دولت نگاه مىداشتند و كار آنها اين بود كه خود را بطور ناشناس در ميان دشمن مىانداختند و پس از آگاهى از چگونگى اوضاع ايشان به كشور خويش بازمىگشتند و نتيجهء مشاهدات خود را به عرض پادشاه مىرسانيدند . غالب اين اشخاص البته نسبت به شاه و هموطنان خود صديق و وفادار بودند ، ليكن در ميان آنها گاهى اشخاص خائنى نيز يافت مىشدند كه اسرار وطن خويش را به دشمن فاش مىساختند . در هنگام محاصرهء شهر « مارتيروپوليس » جاسوسى كه از طرف ايرانيان به خاك روم فرستاده شده بود نزد « ژوستينين » امپراطور رفت و بسيارى از اسرار ايرانيان را بر او عرضه داشت و مخصوصا به وى اطلاع داد كه طوايف « ماساژت » به قصد آزار رومىها به زودى وارد خاك ايران مىشوند و از آنجا به سرزمينهاى روم حمله مىبرند و سپس به سپاه ايران ملحق مىگردند . وقتى امپراطور اين خبر را شنيد چون به راستى گفتار مرد جاسوس اعتماد داشت مبلغى تنخواه نقد به وى داد و به او سفارش كرد كه نزد قشون ايران برود و بگويد « ماساژت » ها با پول تطميع شده‌اند و با امپراطور روم همداستان گرديده‌اند و اينك مصممند كه به زودى بر آنها بتازند . جاسوس
هامش
( 1 ) -Attachas
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 101 | پروكوپيوس / محمد سعيدى