تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
بار بهتر نيست كه راه نخست را اختيار نمائيد و خود را شرمنده و رسوا نسازيد ؟ بنابراين چون حال شما بدين منوال است ، من به شما سفارش مىكنم كه نه تنها ترس از دشمن بلكه خشم شاهنشاه خود را نيز به خاطر آوريد و با دليرى و بىباكى دست به اين جنگ زنيد » ، پس از اين سخنان « ازارس » صفوف لشكر را آراست و ايرانىها را در جناح راست و اعراب را در جناح چپ قرار داد و در آنوقت جنگ از دو طرف آغاز گرديد و زدوخورد خونين شروع شد . باران تير از هر سو مىباريد و در هر دو لشكر از كشته پشته مىساخت و مخصوصا ايرانيان بيش از رومىها هدف تير مىشدند و تلفات مىدادند ، زيرا با آنكه همهء ايرانىها در تيراندازى بسيار ماهر و چالاكند و عدهء تيرهاى آنان نيز به مراتب زيادتر از دشمن بود ، مع هذا چون غالبا كمان آنها بىقوت و زه آن سست بود تيرى كه از شست ايشان رها مىشد چون به جوشن و سپر روميان اصابت مىكرد بالفور خرد مىشد و بىآنكه آسيبى به آنها برساند ، به زمين مىافتاد . كمانداران رومى در تيراندازى كند هستند ، اما چون نيروى عضلات ايشان زياد است و زه كمانشان بىاندازه سخت و محكم است از اينرو هيچ سپر و جوشنى تاب مقاومت تير آنها را نمىآورد و پيكان آنها به هر كس اصابت نمايد ، او را از پا درمىآورد . كم‌كم دو سوم روز پايان يافت و جنگ همچنان ادامه داشت و پيروزى هيچيك از دو طرف معلوم نبود . عاقبت گروهى از سواران زبدهء ايران به جناح راست سپاه روم كه « حارث » و سپاهيان عرب در آنجا قرار داشتند حمله بردند و صف آنها را درهم شكستند . به همين جهت معروف است كه اعراب به روميها خيانت كردند ، زيرا پيش از اينكه دشمن به آنها حمله كند ، آنها خود صف خويش را شكستند و به شتاب رو به گريز نهادند ، بدين ترتيب ايرانىها صفوف دشمن را شكافتند و خود را به چالاكى به فوج سوارهء رومىها رسانيدند . روميان كه از رنج راه و مشقات جنگ فرسوده شده بودند و به علاوه همهء آنها تا آنوقت روز روزه داشتند ، چون