تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
از هر سو خود را در محاصرهء دشمن ديدند ايستادگى را بيفايده ديدند و با بىنظمى و هرج‌ومرج كامل رو به فرار نهادند . گروهى از آنان به جزايرى كه در وسط رودخانه بود پناهنده شدند ولى معدودى ديگر همانجا ماندند و در برابر ايرانىها ايستادگى كردند و شجاعت و دليرى حيرت‌انگيزى از خود نشان دادند . از آن جمله « اسكان » بود كه پس از كشتن گروه بسيارى از افسران ايرانى سرانجام خود به دست دشمن ريزريز گرديد و يادگار نيكى از شجاعت و دليرى خويش در ميان رومىها باقى گذارد . پس از كشته شدن « اسكان » هشتصد تن ديگر نيز كه مقاومت كرده بودند به خاك هلاك افتادند و جنگيان « ايسورى » نيز با سردار خود جملگى به هلاكت رسيدند ، در صورتى كه جرأت نكرده بودند حتى سلاح خود را به روى دشمن بلند كنند . دليل اين نكتهء مهم آن بود كه گروه مذكور تازه از شغل كشاورزى دست كشيده و داخل سپاه شده بودند و به هيچوجه تجربه و مهارتى در فنون جنگى نداشتند . اما عجب آنكه همين اشخاص در ابتداى امر بيش از ديگران اشتياق به جنگ داشتند و از خود رومىها نيز بيشتر جبن و كم‌دلى « بليزاريوس » را نكوهش مىكردند . اما همهء آنها از قبايل « ايسورى » نبودند و بيشتر آنان از مردم « سيكانون » « 1 » بودند . « بليزاريوس » با گروهى از سربازان در جاى خويش ماند و تا زمانى كه « اسكان » و همراهانش در برابر ايرانىها ايستادگى مىكردند ، او نيز در دفع دشمن مىكوشيد و برايشان حمله مىبرد . ليكن همين كه « اسكان » كشته شد و سربازانش بعضى به قتل رسيدند و برخى فرار اختيار كردند ، « بليزاريوس » نيز با سپاهيان خود گريخت و به صف پياده ملحق گرديد . اين صف هنوز به فرماندهى « پطرس » مقاومت مىكرد و با آنكه عدهء آن بسيار كم شده بود ، باز افراد آن رشيدانه مىجنگيدند . در آنجا « بليزاريوس » از اسب فرود آمد
هامش
( 1 ) -Sycanon