و به همراهان خود نيز فرمان داد كه پياده شوند و با هم در برابر حملهء دشمن ايستادگى نمايند و ايرانىهائى كه به تعاقب فراريان رفته بودند پس از آنكه آنها را تا اندك مسافتى دنبال نمودند مراجعت كردند و به « بليزاريوس » و صف پيادگان او حمله نمودند .
روميان براى آنكه خود را از خطر محاصره برهانند پشت به رودخانه ايستادند و با همهء نيرو و توان خويش حملات دشمن را دفع مىنمودند . در اين وقت دوباره آتش جنگ به شدتى هرچه تمامتر شعلهور شد ولى نيروى طرفين به هيچوجه موازنه نداشت ، زيرا فقط عدهء كمى از فوج پيادهء سپاهيان رومى در برابر تمامى سوارهنظام دشمن مىجنگيد .
باوجوداين ايرانيها نمىتوانستند همين عدهء كم را شكست دهند و آنها را منهزم سازند . زيرا سربازان شانه به شانهء هم ايستاده بودند و با سپرهاى بلند خود ديوار روئين محكمى ساخته بودند كه از پشت آن به آسانى ايرانىها را هدف مىساختند ، ولى زوبين دشمن آسيبى به آنها نمىرسانيد . چندين بار ايرانىها با همهء نيروى خود به اين صف كوچك حمله بردند و كوشيدند كه آن را درهم بشكنند ، ليكن هر بار حملهء آنها بىنتيجه ماند و ناگزير به عقبنشينى و بازگشت گرديدند ، زيرا اسبهاى آنها از صداى بهم خوردن سپرهاى روميان رم مىكردند و سواران خود را به وحشت مىانداختند . بدين ترتيب جنگ ميان دو طرف به شدت ادامه داشت تا روز سپرى گشت و چون شب فرارسيد ايرانىها به اردوى خود بازگشتند و « بليزاريوس » با گروهى از همراهان خود قايقى يافتند و به وسيلهء آن خود را به جزيرهء وسط آب رسانيدند . فرداى آن شب چندين قايق از شهر « كالىنيكوم » آمد و رومىها را به شهر برد و ايرانىها هم پس از لخت كردن كشتگان به سوى كشور خويش رهسپار گرديدند ، ليكن كشتههاى ايشان كمتر از تلفات دشمن نبود .
وقتى « ازارس » با بقيهء سپاه خود به ايران آمد با آنكه در جنگ پيروز
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: پروكوپيوس
ص٩٢