تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
جارى شده و همچنان از شمال اين شهر پيش مىرود تا وارد خاك « آشور » مىگردد . رودخانهء مذكور داراى هيچگونه متفرعاتى نيست غير از يك نهر كوچك كه آبش در رودخانه مىريزد . اما شط فرات پس از آنكه مسافت كمى از سرچشمه‌اش دور مىشود ، ناگهان از نظر پنهان مىگردد و چنان مىنمايد كه به زمين فرو مىرود ، ليكن حقيقت امر غير از اين است و دليل پنهان شدن آن اين است كه در نقطهء مذكور باطلاق وسيعى است به طول پنجاه و عرض بيست « استاد » كه در ميان گل‌ولاى آن نىهاى بىشمارى مىرويد . ولى زمين آنجا به قدرى سخت و محكم است كه هر كس از روى آن بگذرد نمىتواند ميان آن و زمين معمولى فرقى بگذارد و به همين جهت مسافرين پياده و سواره ، حتى با ارابه‌هاى متعدد همه روزه بىهيچ ترس و بيم از روى آن مىگذرند و هرگز تا به حال كثرت عبور و مرور نتوانسته است شكست يا شكاف كوچكى هم در سطح آن ايجاد نمايد . بوميان آن حوالى همه ساله ساقه‌هاى نى را مىسوزانند تا تراكم آنها باعث اشكال رفت‌وآمد نشود و فقط يك بار باد شديدى دامنهء آتش را توسعه داد بطوريكه تا ريشهء نىها را سوخت و در نتيجه شكاف كوچكى در سطح باطلاق پديد آمد و آب از ميان آن نمودار گرديد ولى ديرى نگذشت كه شكاف مزبور به خودى خود بسته شد و سطح زمين دوباره به شكل نخستين خويش برگشت . از اين نقطه رودخانه به طرف ناحيهء موسوم به « سلزن » « 1 » كه معبدد « آرتميس » « 2 » « توريانها » « 3 » در آنجا واقع است جارى مىگردد . اين معبد همانست كه مىگويند « ايفىژنى » « 4 » دختر « آگاممنون » « 5 » به اتفاق « اورست » « 6 » از آنجا فرار كرد و مجسمهء « آرتميس » را با خود برد . « 7 » اما معبدى كه تا اين
هامش
( 1 ) -Celesene( 2 ) -Artemis( 3 ) -Taurians( 4 ) -Ephigenia( 5 ) -Agammemnon( 6 ) -Orestes( 7 ) - اين داستانرا گوته شاعر معروف آلمانى به صورت نمايشنامهء بسيار دلكشى درآورده كه بقلم مترجم همين كتاب سابقا به فارسى ترجمه شده و دوباره به چاپ رسيده است .
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 80 | پروكوپيوس / محمد سعيدى