آنكه رومىها در نگهبانى و حراست دربندهاى خزر با ايشان شركت كنند يا تجهيزات و استحكامات شهر « دارا » را موقوف سازند . »
پس از اين سخنان ، قباد سفير امپراطور را مرخص كرد و ضمنا به او تذكر داد كه اگر رومىها مبلغى پول به ايران بپردازند او حاضر به متاركهء جنگ خواهد بود . « روفينوس » به « بيزانتيوم » بازگشت و گفتههاى قباد را به عرض امپراطور رسانيد . « هرموژن » نيز اندكى پس از او به « بيزانتيوم » آمد و زمستان را در آنجا به سر برد . سال چهارم سلطنت « ژوستينين » با اين وقايع به پايان رسيد ( 521 ميلادى ) .
17 [ موقعيت رود فرات ، داستان كوماناى طلايى و وعدهء منذر ابن إمرء القيس به پيروزى بر روميان ]
در آغاز بهار دستهاى از قشون ايران به فرماندهى « آزارس » به خاك روم حمله برد . قشون مزبور عبارت از پانزده هزار سوار جنگى دلير بود و « منذر بن امرى القيس » نيز با گروه زيادى از جنگيان قبائل « هون » به يارى ايشان آمده بود . حملهء ايرانيها اين بار به طريق معمولى انجام نگرفت ، چه بجاى آنكه مثل سابق به بين النهرين حمله نمايند ، وارد سرزمينى شدند كه در قديم بنام « كوماژن » « 1 » مشهور بود و امروز به اسم « اوفراتسيا » « 2 » معروف است و تا آنوقت هرگز ايرانيها از راه آن ناحيه به رومىها حمله نبرده بودند . وجه تسميهء ناحيهء مذكور به بين النهرين و علت آنكه ايرانيها از حمله بدانجا خوددارى مىنمودند به قرارى است كه در زير تشريح مىگردد :
در خاك ارمنستان رشته جبال كوتاهى است كه چهل و دو « استاد » تا شهر « تئودوزيوپوليس » فاصله دارد و به سمت شمال آن امتداد مىيابد . از اين رشته جبال دو رودخانهء بزرگ سرچشمه مىگيرد كه يكى به طرف راست جارى است و به اسم فرات ناميده مىشود و ديگرى در سمت چپ جريان دارد و به دجله موسوم است . رود دجله مستقيما و بىهيچ انحرافى به طرف شهر « آمد »
هامش
( 1 ) -Commagene( 2 ) -Evphratesiaگويا همين نواحيست كه در دورهء اسلامى بدان « اعمال فراتى » مىگفتند .