تغييرى در بنا و ساختمان آن آنجا را عبادتگاه خود ساختهاند . نام اين معبد هنوز هم « كوماناى طلائى » است و وجه تسميهء آن اينست كه « اورست » موهاى خود را در آنجا بريد ، و از مرض رهائى يافت .
اما برخى را عقيده بر آنست كه بيمارى « اورست » ديوانگى بود و وى پس از كشتن مادرش گرفتار جنون و اختلال مشاعر شد . اينك برگرديم به داستان اصلى خويش :
شط فرات از جبال « توريس » در ارمنستان و سرزمين « سلزن » جدا شده در سمت راست دجله جارى مىگردد و پس از گذشتن از سرزمينهاى پهناور نهرهاى زيادى داخل آن مىگردد و تشكيل رودخانهء معظمى مىدهد و آنگاه به طرف سرزمين طايفهاى كه در قديم بنام « شاميان سفيد » معروف بودهاند و امروز به اسم « ارامنهء صغير » مشهورند ، پيش مىرود . در اين ناحيه شهريست موسوم به « مليتن » « 1 » كه داراى اهميت و اعتبار زياد مىباشد . پس از آن فرات از « ساموساتا » « 2 » و « هيراپوليس » « 3 » و ساير بلاد آن نواحى تا نزديكيهاى خاك آشور گذشته و در آنجا اين دو رود معتبر با هم توأم مىشوند و تشكيل شط عظيمى مىدهند كه به اسم دجله موسوم است . سرزمينى كه در خارج رود فرات واقع است و ابتداى آن از « ساموساتا » آغاز مىشود ، در قديم به نام « كوماژن » ناميده مىشد و قطعه خاكى هم كه ميان دجله و فرات واقع است به نام بين النهرين موسوم مىباشد . ولى اين اسم با مسمى به تمامى اين قطعه اطلاق نشده و برخى نقاط آن داراى نامهاى مخصوصى مىباشد . منجمله سرزمينهائى را كه تا شهر آمد امتداد دارد بعضىها به اسم ارمنستان مىخوانند و « ادسا » « 4 » و نواحى اطراف آن را به نام « اوسروئن » « 5 » مىنامند . وجه تسميهء اين قطعه هم به مناسبت اسم شخصى خسرو نام است كه وقتى ساكنين اين نواحى با ايران متحد بودند در آنجا سلطنت مىنمود و بعدها وقتى ايرانىها شهر « نصيبين » و برخى ديگر
هامش
( 1 ) -Meliten( 2 ) -Samosata( 3 ) -Hierapolis( 4 ) -Fdessa( 5 ) -Osroene