از بلاد بين النهرين را از رومىها منتزع ساختند و هر وقت خواستند بر ضد آنها لشكركشى كنند توجهى به اراضى باير و غير مسكون خارج شط فرات نمىكردند و سپاهيان خود را بىهيچ زحمت و اشكال در بين النهرين متمركز مىساختند سرزمين مزبور متعلق به خودشان بود و چون فاصلهء آن تا اراضى مسكون متعلق به دشمن خيلى كم بود به اينجهت زودتر و آسانتر مىتوانستند به خاك روميان حمله كنند .
وقتى سپهسالار در جنگ با روميان شكست خورد و پس از دادن تلفات بسيار با باقيماندهء سپاهيان خود به ايران برگشت گرفتار كيفر و عقوبت شديد قباد گرديد . بدينمعنى كه شاهنشاه نيمتاج مرصعى را كه به او اجازه داده بود بسر بگذارد از او بازگرفت و بايد دانست كه حق داشتن نيمتاج در ميان ايرانيان شأن و افتخار بزرگى بشمار مىرود كه فقط مقام سلطنت از آن بالاتر مىباشد و اصلا كسى در ايران حق ندارد از انگشتر و كمربند طلا و هر قسم زيور ديگرى استفاده نمايد ، مگر آنكه از جانب شاهنشاه به او اجازه داده شده باشد .
پس از آن قباد به فكر افتاد كه خود شخصا به جنگ رومىها برود ، زيرا پس از مغلوب شدن سپهسالار ديگر به هيچكس اعتماد نداشت . در حينى كه وى غرق انديشهء اين كار بود و مردد بود كه به چه وسيله بدين كار اقدام نمايد ، « منذر » پادشاه اعراب به حضور او آمد و گفت : « خداوندا ، انسان نبايد همه چيز خود را به دست تقدير بسپارد و در عين حال هم نبايد معتقد باشد كه تمام جنگها بايستى به فتح و فيروزى او پايان پذيرد . زيرا اين تصور با جريان امور عالم و سرنوشت انسانى مغايرت كلى دارد و كسى كه چنين توقعى از تقدير داشته باشد جز زيان و خسارت نتيجهء ديگرى عايدش نخواهد شد . دليل اين امر هم واضح است ، چه كسانى كه متوقعند كه هرچه بر ايشان پيش مىآيد همه مقرون به سود و خير آنان باشد ، هرگاه دچار شكست و ناكامى شديد و ضرر و خسارتى براى آنها پيش آيد بيش از حد لزوم دستخوش پريشانى و تشويش
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: پروكوپيوس
ص٨٣