ايام هم در شهر « كومانا » باقى و برجاست ، معبد معروف « توريانها » نيست و تفصيل ايجاد آن به قراريست كه در زير نوشته مىشود :
وقتى « اورست » به همراه خواهرش به شتاب از سرزمين « توريانها » خارج گرديد ناگهان گرفتار بيمارى سختى شد و چون براى درمان آن از غيبگويان پرسش نمود ، جواب دادند كه اين بيمارى بهبود نخواهد يافت مگر آنكه « اورست » نقطهاى شبيه به محل معبد « توريانها » را پيدا كند و در آنجا به افتخار « آرتميس » معبد جديدى بسازد و بعد موى سر خود را ببرد و شهر را به نام آن اسمگذارى كند . به اينجهت « اورست » در اطراف آن نواحى گردش بسيار كرد تا عاقبت در « پونتوس » « 1 » به كوه مرتفع و سراشيبى رسيد كه در انتهاى دامنهء آن رودخانهء « ايريس » « 2 » جارى بود و چون پنداشت كه اين نقطه همانجائى است كه به وى نشانى داده بودند ، لهذا شهر بزرگى در آنجا ساخت و معبدى نيز به افتخار « آرتميس » برپا كرد و بعد موى سر خود را بريد و اسم شهر را به مناسبت آن « كومانا » گذاشت كه هنوز هم به همين نام خوانده مىشود .
بطوريكه در اساطير و افسانهها معروف است پس از ساختمان اين شهر و معبد هم بيمارى « اورست » تخفيف نيافت و بلكه بر شدت آن افزوده شد .
« اورست » دانست كه پيشگوئى غيبگويان كاملا انجام نيافته است و به اين جهت جستجو نمود تا در « كاپادوكيا » نقطهاى را پيدا كرد كه از هر حيث شبيه به محل معبد « توريانها » بود . من به چشم خود اين نقطه را ديده و از شباهت بىاندازهاى كه ميان اين دو محل است متعجب گرديدهام . زيرا دنبالهء رشته جبال « توريس » در اينجا عينا شبيه به كوههاى « توريانها » است و رودخانهء « ساروس » نيز شباهت تام به شط فرات دارد . « اورست » در اين نقطه شهر بزرگى ايجاد كرد و دو معبد نيز در آنجا بنا نهاد ، يكى به افتخار « آرتميس » و ديگرى به افتخار خواهر خود « ايفىژنى » كه معبد اخير را عيسويها گرفته و بىهيچ
هامش
( 1 ) -Pontus( 2 ) -Iris