تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
كه اصلا از اهل ارمنستان و برحسب تصادف نام او هم « نرسس » بود ، از اين دو برادر پذيرائى شايانى نمود و مبلغ هنگفتى نيز پول به آنها به رسم پيشكش داد . وقتى برادر كهتر آنها « اسحق » اين موضوع را دانست ، محرمانه قراردادى با روميها بست و دژ « بولوم » را كه در نزديكى سرحد « تئودوزيوپوليس » واقع است به آنها واگذار نمود و ترتيب كار را چنين داد كه گروهى از سپاهيان رومى را در همان نزديكى پنهان نمود و شبانه دروازهء كوچك دژ را به روى آنها گشود و آنها را به درون دژ آورد و آن را به تصرف ايشان داد . پس از آن وى نيز به « بيزانتيوم » رفت و به برادران خود پيوست .

16 [ مشاجرهء قباد با نمايندهء ژوستينين بر سر دژهاى دارا و دربندهاى خزر ]

اين بود تفصيل حوادثى كه ميان ايران و روم گذشت ، اما ايرانيها با آنكه در جنگ « دارا » از « بليزاريوس » شكست خورده بودند ، معهذا از تخليهء نواحى مجاور شهر « دارا » خوددارى مىنمودند تا آنكه « روفينوس » نزد قباد آمد و به وى چنين گفت : « اى پادشاه ، مرا برادر تو نزد تو فرستاده است تا از جانب وى ترا به حق ملامت گويم ، زيرا ايرانيان بىهيچ عذر و دليل معقولى به خاك او حمله برده‌اند . اينك بر پادشاهى بزرگ مانند تو كه گذشته از اقتدار و عظمت صاحب رأى و تدبير حكيمانه نيز مىباشى فرض و واجب است كه اين جنگ و كشمكش نامعقول را هرچه زودتر به صلح و دوستى پايان بخشى و تا ممكن است مسائل مورد اختلاف را دوستانه و بطور دلخواه دو طرف حل و تسويه نمائى و بيش از اين بى جهت اسباب زحمت و خسارت مردم خود نگردى . من با خاطرى اميدوار براى انجام دادن همين مقصود آمده‌ام و اميدوارم كه از اين به بعد دو ملت ايران و روم از نعمت صلح و آرامش برخوردار گردند . » قباد چون گفتگوى « روفينوس » را شنيد پاسخ داد : « اى پسر « سيلوانوس » چرا مىخواهى با اشتباه كارى تقصير را به گردن ما بيندازى ؟ در صورتى كه تو خود بهتر از همه كس مىدانى كه گناه