قشون روم مصادف مىشدند شكست مىخوردند و مىگريختند ليكن بواسطهء نيرومندى و جلدى و چالاكى كه داشتند ممكن نبود كسى آنها را اسير سازد .
وقتى « سيتاس » آنها را شكست داد ، در نتيجهء مهربانى و حسن سلوكى كه با ايشان نمود همه رام وى شدند و به تشويق وى دست از زندگانى وحشيانهء سابق خود كشيدند و به تمدن نزديكتر شدند ، چنان كه مردان جنگى ايشان داخل قشون روم گرديدند و همهء افراد آن قوم كيش و آئين خود را ترك گفتند و به دين مسيح گرويدند . اين بود تاريخچهء قوم « زانيك » .
در خارج از سرزمين اين طايفه ، درهء بزرگ وسيعى است كه ديوارههاى آن بسيار بلند و سراشيب است و تا نزديكى جبال قفقاز امتداد مىيابد . در ميان دره قراء بزرگ پرجمعيتى قرار گرفته و در آنجا انگور و ساير ميوهها به فراوانى به عمل مىآيد ، درهء مزبور تا به مسافت سه روز راه جزو متصرفات دولت روم است و از آن به بعد داخل خاك ارمنستان ايران مىشود كه در آنجا چند معدن طلا كشف شده و شخصى موسوم به « سيمون » به اجازهء قباد آنها را استخراج مىنمايد . « سيمون » چون ديد كه زدوخورد ايران و روم به طول انجاميد ، به خيال افتاد كه از دادن ماليات معادن طلا به قباد شانه خالى نمايد و به اينجهت خود را تحت الحمايهء روم قرار داد و قلعهء « فرانگيوم » را نيز به روميها واگذاشت ، ولى معدن طلا را نه به دولت ايران داد و نه به روم . دولت روم بيش از اين موضوع را دنبال نكرد و فقط به اين اندازه اكتفا نمود كه رقيبش از عوائد معادن مزبور محروم بماند و دولت ايران هم بواسطهء سختى راه و نبودن دسترسى به آنها نتوانست مردمان آن ناحيه را ناگزير به اطاعت و تمكين از خود سازد .
در همين موقع « نرسى » و « آراتيوس » كه در آغاز اين جنگها ، زد و خوردى با « سيتاس » و « بليزاريوس » كرده بودند و تفصيل آن در بالا گذشت ، با مادر خود از ايران گريختند و به دولت روم پناهنده شدند . پيشكار امپراطور
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: پروكوپيوس
ص٧٦