در خاك ارمنستان ايران متصرف گرديدند و از آن جمله بود دژ معتبر « بولوم » « 1 » و « فارانگيوم » « 2 » كه از دژ آخرى ايرانيها براى پادشاه خود طلا استخراج مىكردند . اندكى پيش از اين تاريخ نيز روميها طايفهء « زانيك » « 3 » را كه از قديم در خاك آنها اقامت داشتند و به حال استقلال مىزيستند به فرمان خويش درآوردند و شرح اين وقايع به تفصيلى است كه در اينجا نگاشته مىشود :
وقتى شخص از خاك ارمنستان به طرف سرزمين ارمنستان ايران مىرود ، در سمت راست جبال « توروس » واقع است كه چنان كه پيش از اين گفته شد « 4 » تا خاك « ايبرى » امتداد مىيابد و از طرف چپ جادهء سراشيبى است كه كوههاى بلند آن را احاطه كرده است . قلهء جبال مزبور پيوسته در ابر و برف مستور و رودخانهء « فازيز » « 5 » نيز از آنجا سرچشمه مىگيرد و به طرف ايالت « گلخيد » مىرود . در اين نقطه طايفهاى از اقوام وحشى موسوم به « زانى » از قديم سكونت داشتند كه پيوسته مستقل و آزاد زيسته و هيچوقت تابع ملت ديگرى نشده بودند . قوم مزبور گاهگاه به رومىهائى كه در آن حوالى اقامت داشتند حمله مىكردند و دارائى آنانرا به تاراج مىبردند و چون سرزمين آنها بائر و غير مزروع بود و خوراك و لوازم زندگى نداشتند ، معيشت خود را به سختى از راه دزدى و غارتگرى مىگذراندند . به اينجهت امپراطور روم قراردادى با آنها بسته بود كه ساليانه مبلغى پول طلا به آنها بدهد و در عوض آنها متعهد شدند كه ديگر به سرزمين مجاور تعرض نكنند . وحشىها به ترتيبى كه ميان خودشان معمول است سوگند ياد كرده بودند كه به شرائط اين قرارداد رفتار كنند ، ليكن پس از چندى پيمان خود را شكستند و عادت كردند كه بطور ناگهانى به خاك روم حمله برند و پس از كشتار و غارت روميها و ارامنه اموال آنها را بردارند و به شتاب به سرزمين خود برگردند . قوم مزبور هر وقت با
هامش
( 1 ) -Bolum( 2 ) -Pharangium( 3 ) -Tzanic( 4 ) - فصل دوم كتاب اول
( 5 ) -Phasis