و در همان گيرودار « سونيكا » « بارسمان » را به قتل رسانيد و او را از اسب به زير انداخت . ايرانيها چون حال را بدينمنوال مشاهده نمودند ، دست از مقاومت كشيدند و با اغتشاش و بىنظمى كامل رو به گريز نهادند ، ولى روميان از هر سو آنان را احاطه كردند و بيش از پنج هزار تن از ايشان را به هلاكت رسانيدند . بدين ترتيب نيروى دو طرف يكباره به حركت آمد ، منتها ايرانيان رو به فرار و هزيمت مىرفتند و روميها در تعاقب ايشان مىتاختند . در اين معركه تمام سربازان پيادهايكه در قشون ايران بودند از ترس سپرهاى خود را به زمين انداختند و روميها بىهيچ مانعى آنها را قتل عام مىكردند .
پس از آن روميان از تعاقب ايشان دست كشيدند ، زيرا « بليزاريوس » و « هرموژن » از ترس آنكه مبادا سپاهيان ايران در عرض راه باز گردند و روميها را در حال حمله و تعاقب شكست دهند و نگذارند افتخار پيروزى تا آخر نصيب آنها بماند ، به سپاهيان خود فرمان بازگشت دادند ، چه پس از مدتهاى مديد اين نخستين پيروزى بود كه در جنگ با ايرانيان نصيب روميها مىشد . از آن پس ديگر ايرانىها هرگز حاضر به جنگ در ميدان و مصاف تن به تن با روميها نشدند و با آنكه گاهگاه از جانب طرفين حملات و تعرضاتى نسبت به يكديگر مىشد ، ليكن پيروزى قطعى نصيب هيچكدام نمىگرديد . اين بود سرنوشت لشكريان اين دو كشور در بين النهرين .
15 [ لشكركشى قباد به ارمنستان و كمك روميان به آنان و موضوع معادن طلا ]
قباد لشكر ديگرى به آن قسمت از خاك ارمنستان كه تابع دولت روم است گسيل داشت . لشكر مزبور از اهالى « ارمنستان ايران » و « سونيت » « 1 » كه خاكشان مجاور سرزمين « آلانى » « 2 » هاست تشكيل يافته بود و به علاوه سه هزار نفر از طايفهء « سابيرى » « 3 » كه تيرهاى از قبائل « هونها » هستند و مردمانى بسيار جنگجو و دليرند ، با قشون مزبور همراه بودند . سپهسالارى اين سپاه با سردارى ايرانى بود موسوم به « مرمروز » « 4 » چون
هامش
( 1 ) -Sunite( 2 ) -Alani( 3 ) -Sabiri( 4 ) -Mermeroes