تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
است و به اينجهت ناگزير شده‌ايم به جنگ شما بيائيم و اينك هم اى روميان عزيز چارهء ديگرى باقى نيست جز آنكه براى جنگ با ايرانيها آماده شويد ، زيرا ما ناگزيريم آنقدر در اينجا بمانيم تا شما را وادار به احقاق حق نمائيم و يا در راه همين مقصود كشته شويم . » « بليزاريوس » و سرداران وى باز نامهء زير را در پاسخ ايرانيها نوشتند : « اى سپهسالار والامقام ، مصلحت نيست كه انسان در همه چيز خودستائى نمايد و بىهيچ دليل معقولى تقصيرهاى بىاساس به گردن همسايهء خود بيندازد . ما با كمال صداقت و راستى به شما نوشتيم كه رسول ما « روفينوس » براى رفع اختلافات آمده است و در همين نزديكى اقامت دارد و شما به زودى از صدق اين مدعا آگاهى خواهيد يافت . ليكن چون شما ، خواهان جنگ و جداليد ، ما هم ناگزير خود را در برابر شما مجهز مىسازيم و از خداوند يارى ميطلبيم و اطمينان داريم كه او در عين سختى و مخاطره ما را يارى خواهد كرد ، زيرا مىداند كه روميها خواهان صلح و آرامش هستند و ايرانيها بواسطهء غرور و خودستائى خويش حاضر به قبول مصالحه كه از طرف ما پيشنهاد شده است نمىشوند . بنابراين ما از امروز آمادهء جنگ هستيم و براى شهادت ، نامه‌هائى را كه ميان ما مبادله شده است بر فراز پرچمهاى خود نصب خواهيم كرد . » سپهسالار ايران باز پاسخى به روميها داد كه مضمون آن از اينقرار بود : « ما هم بىاستمداد از خدايان خويش وارد جنگ نشده‌ايم و فقط به اميد استعانت آنان است كه به مقابلهء شما آمده‌ايم و اميدواريم كه آنها ما را فردا وارد شهر « دارا » نمايند . خواهشمندم براى ما غذا و حمام در داخل حصارهاى خود تدارك كنيد . » چون اين نامه به « بليزاريوس » و سردارانش رسيد چاره جز جنگ نديدند و ناگزير خود را آمادهء كارزار ساختند . روز بعد در موقع طلوع آفتاب
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 66 | پروكوپيوس / محمد سعيدى