تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
و عقوبتى سخت گرفتار خواهيد آمد . » سپهسالار در پايان گفتهء خود لشكريانرا سان ديد و آنها را به مقابلهء دشمن به حركت درآورد . در عين حال « بليزاريوس » و « هرموژن » نيز روميها را در مقابل حصارها جمع كردند و با سخنان ديگر به تشويق و ترغيب آنها پرداختند : « شما به خوبى مىدانيد كه ايرانيها روئين تن نيستند و نيروى بدنى آنها آنقدر نيست كه به هيچ وسيله نتوان بر آنها پيروز شد و ضعف آنها به خوبى بر شما آشكار گرديده است . جاى شبهه نيست كه شما از حيث شجاعت و نيرو بر آنها برترى داريد و اگر در جنگهاى گذشته از آنها شكست خورده‌ايد فقط بواسطهء اهمال و غفلتى بوده است كه در اطاعت اوامر و احكام رؤساى خود نشان داده‌ايد و اين نقيصه را هم اكنون فرصت داريد كه به آسانى رفع نمائيد . راست است كه تقدير قضا را با كوشش و مجاهدت نمىتوان تغيير داد ، ليكن در عين حال بايد به اين نكته معترف بود كه انسان هر بلائى را به دست خود بر سر خويش مىآورد و خود نيز قادر به دفع و علاج آن تواند بود ، پس اگر شما مطابق فرمانى كه داده مىشود رفتار نمائيد ، يقينا بر دشمن غلبه خواهيد كرد و در اين جنگ پيروز خواهيد شد ، زيرا ايرانيها تنها اعتماديكه به فتح و پيروزى خود دارند همانا اختلال و بىنظمى لشكر ماست ولى ايندفعه بر خلاف سابق اميد آنها مبدل به يأس خواهد گرديد و پايان جنگ امروز هم براى آنها مثل كارزار ديروز خواهد بود . اما راجع به فزونى عدهء دشمن كه بيش از هر چيز ديگر باعث ترس و رعب شما مىشود ، بايد با كمال بىاعتنائى به آن بنگريد ، زيرا پياده نظام آنان عبارت از گروهى دهقانان بىسر و پاست كه آنها را به قصد خراب كردن حصارها و لخت نمودن مقتولين و خدمتگزارى سربازان ديگر به ميدان جنگ مىآورند و به همين جهت هم اسلحه به دست ايشان نميدهند و فقط سپر بزرگى بر دوششان مىنهند تا آنها را از آسيب تير دشمن محفوظ بدارد . بنابراين اگر