14 [ پيروزى روميان در بين النهرين ]
روز بعد ده هزار سپاهى كه آنها را از شهر « نصيبين » خواسته بودند وارد شدند و « بليزاريوس » و « هرموژن » نامهء زير را به سردار ايران نوشتند :
« هر مرد خردمندى تصديق دارد كه نخستين مايهء آسايش و نيك بختى انسان صلح و آرامش است . بنابراين هر كس موجبات اختلال صلح و آرامش را فراهم آورد نه تنها مسئول بستگان و نزديكان خود خواهد بود ، بلكه در برابر تمامى ملت خويش نيز مسئول خواهد بود . بهترين سردار هر قوم كسى است كه بهتر بتواند اساس صلح و صفا را استوار سازد ، ليكن متأسفانه شما در موقعى كه اختلافات ميان ايران و روم حل شده و هر دو طرف آمادهء پذيرفتن پيمان صلح گرديده بودند بىهيچ دليل معقولى جنگ را بر صلح ترجيح داديد و اين كشمكش خونين را برپا نموديد ، در صورتى كه مشاوران صديق و امين هر پادشاهى بايد او را به استقرار صلح و دوستى ترغيب نمايند و هم اكنون نيز فرستادگان ما در همين نزديكى اقامت نمودهاند و در صددند كه به زودى براى رفع اختلافات وارد گفتگو شوند ، مگر آنكه از حمله و تهاجم شما خسارت غير قابل جبرانى به ما وارد گردد كه دليل عدم امكان استقرار صلح ميان ما بشود . با اينحال از شما خواهش مىكنم كه سپاهيان خود را به خاك ايران برگردانيد و در راه بزرگترين نعمتهاى جهان يعنى صلح و آرامش سد و مانع نشويد ، مبادا بواسطهء عواقب وخيمى كه اين جنگ در پى دارد روزى مورد مؤاخذه و مسئوليت ملت ايران واقع گردد . »
وقتى اين نامه به سردار ايرانى رسيد ، پاسخ آن را به اين مضمون داد :
« اگر اين نامه از جانب روميان كه بستن پيمان براى آنها كارى آسان و نگهدارى و انجام آن برايشان امرى بس دشوار است ، نوشته نشده بود ، من از مطالب آن اطمينان حاصل مىكردم و حاضر به قبول مندرجات آن مىگرديدم ، ليكن متأسفانه غدر و بيوفائىهاى مكرر ما را به كلى نسبت به شما بدبين ساخته