تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
در اين جنگ اندكى شجاعت و رشادت از خود نشان دهيد ، گذشته از اينكه ايرانيها را در اين جنگ شكست خواهيد داد چنان چشم‌زخمى بر آنها وارد خواهيد آورد كه پس از اين ديگر هرگز در انديشهء حمله و تهاجم به خاك روم نيفتند . » وقتى « بليزاريوس » و « هرموژن » از اين سخنان فارغ شدند ، ديدند ايرانيها به سوى اردوى آنها پيش مىآيند . به اينجهت به شتاب سربازان خود را صف‌بندى كردند و آنها را به ترتيبى كه قبلا شرح داديم تقسيم نمودند . ايرانيها در اينوقت پيش آمدند و در برابر صفوف روميها قرار گرفتند ليكن سپهسالار به جاى آنكه تمامى لشكر را يكباره وارد ميدان كند ، نيمى از آنها را صف‌آرائى نمود و نيمى ديگر را در بيرون نگاهداشت تا هر وقت دستهء اول خسته شوند دستهء دوم حمله نمايند و بدين ترتيب سربازان دائما تازه‌نفس بمانند و بىهيچ احساس خستگى بجنگند . ضمنا سپهسالار به فوج معروف به « جاويدان » دستور داد كه در خارج صفوف جنگ توقف نمايند تا از طرف وى فرمان داده شود و بعد خود در قلب سپاه جا گرفت و « پىتىياكس » را به فرماندهى جناح راست و « بارسمان » را به سردارى جناح چپ انتخاب نمود . بالاخره صف‌آرائى سپاهيان دو طرف بدين شكل پايان يافت و هر دو طرف به انتظار آغاز جنگ ايستادند . در اين اثنا « فاراز » نزد « بليزاريوس » و « هرموژن » آمد و گفت « اگر من با دسته‌هاى سپاه « ارولى » خود در اينجا بمانم تصور نمىكنم بتوانم چندان آسيبى به سپاه دشمن وارد آورم ، ليكن اگر در دامنهء اين تپه پنهان شوم و همين كه ايرانيها سرگرم كارزار شدند از پشت به ايشان بتازم و آنها را تيرباران نمايم بيشتر به تباهى آنان توفيق خواهيم يافت . « بليزاريوس » و ساير سرداران رومى پيشنهاد او را تصويب كردند و به وى اجازه دادند كه نقشهء خود را به موقع اجرا گذارد . تا هنگام ظهر از هيچ طرف جنگ آغاز نشد ، ولى همين كه پاسى از ظهر
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 69 | پروكوپيوس / محمد سعيدى