تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
از طرف امپراطور ، « هرموژن » كه سابقا مشاور « ويتاليانوس » بود ، براى نظم و تنسيق سپاه اعزام گرديد و « روفينوس » نيز مأموريت يافت كه به عنوان سفير در شهر « هيراپوليس » واقع در كنار شط فرات توقف نمايد و منتظر فرمان ثانوى امپراطور باشد . زيرا در آنموقع گفتگوهاى زيادى راجع به عقد پيمان صلح از دو طرف به عمل مىآمد . در اين اثنا غفلتا شخصى به « بليزاريوس » و « هرموژن » اطلاع داد كه ايرانيها به زودى به قصد تسخير « دارا » به خاك روم حمله خواهند كرد و به اينجهت سرداران مذكور حاضر به جنگ گرديدند و به طريق زير خود را آماده دفاع ساختند : در خارج دروازه‌اى كه روبه‌روى شهر « نصيبين » واقع است ، به مسافت يك سنگ‌انداز فاصله خندق عميقى كندند و چند معبر در سراسر آن قرار دادند . خندق مزبور به خط مستقيم كنده نشده بود بلكه قسمت كوچكى از آن در وسط به خط مستقيم كنده شده و در دو سمت آن خندقهاى ديگرى به شكل صليب حفر گرديده بود كه نسبت به خندق اولى تشكيل زاويهء قائمه مىداد . بعد از انتهاى هر يك از دو خندق صليبى شكل مزبور ، خندق ديگرى به خط مستقيم و به موازات خندق نخستين حفر شده بود و تا مساحت خيلى زيادى امتداد مىيافت . طولى نكشيد كه ايرانيها با لشكر انبوهى وارد شدند و در محلى موسوم به « اموديوس » « 1 » كه بيست « استاد » تا شهر « دارا » فاصله دارد ، اردو زند . « پىتىياكس » « 2 » و « بارمانس » « 3 » يك چشم در جزو سرداران قشون ايران بودند ، ليكن سپهسالارى كل سپاه با شخصى بود موسوم به « فيروز » كه ايرانيها منصب او را به نام « مهران » مىناميدند . فيروز بىدرنگ به « بليزاريوس » پيام فرستاد كه آمادهء كارزار باشد ، زيرا فرداى همانروز جنگ را آغاز مىكرد به اين جهت روميان با شتاب شروع به صف‌آرائى كردند و به خيال آنكه روز بعد جنگ آغاز مىگردد مشغول تكميل تجهيزات خود شدند .
هامش
( 1 ) -Amodius( 2 ) -Pityaxes( 3 ) -Baremanes