تخليه كرده و آنجا را به ايرانيها واگذاشته بودند مردم آن به چند دليل ناراضى شده بودند و فشار حكومت ايران را بر گردهء خود سنگين مىديدند .
نخست به دليل اينكه ايرانيها از حيث رسوم و عادات خود مردمان عجيبى هستند و در مراعات قواعد زندگانى روزانه بىاندازه دقيق و سخت گيرند . قوانين و نظامات ايشان به قدرى دشوار است كه انجام دادن آن از قوهء تحمل عامهء مردم بيرون است و هيچكس نميتواند كاملا بر طبق آئين و رسوم ايشان رفتار كند . طرز فكر و شيوهء زندگانى آنها بخصوص با مردم « لازيكا » مغايرت كلى دارد . چه « لازيها » پيرو آئين مسيح هستند و در كيش خود تعصب كامل دارند ، ولى عقايد مذهبى ايرانيان درست نقطهء مقابل آنان است .
دوم آنكه نمك و غله و شراب و ديگر لوازم زندگانى در « لازيكا » يافت نمىشود و روميها اين مواد را با كشتى بدانجا مىآوردند و با پوست و غلام و كالاهاى ديگرى كه در « لازيكا » فراوان است معاوضه مىكردند و پول نقد از آنها نمىگرفتند . پس وقتى « لازيكا » از تصرف روم بيرون آمد و تجارت ميان دو كشور قطع گرديد ، مردم در فشار و مضيقه واقع شدند و بالطبيعه نسبت به حكومت ايران بدبين گرديدند . خسرو چون بشخصه متوجه اين مسائل بود درصدد برآمد كه براى جلوگيرى قطعى از شورش و طغيان « لازيها » تدبيرى بينديشد و پس از مطالعهء بسيار بالاخره لازم دانست كه اولا « گوباز » پادشاه آنها را هرچه زودتر از ميان بردارد و ثانيا « لازيها » را تا اندازهاى كه ممكن است از سرزمين خودشان بيرون نمايد و بجاى آنان مهاجرين تازه از ايران و از ساير ملل بفرستد .
خسرو پس از طرح اين نقشه « ايزدگشنسب » را بعنوان سفارت به « بيزانتيوم » فرستاده و ضمنا پانصد نفر از جنگيان دلير و نخبهء خود را همراه او كرد و به ايشان دستور داد كه وارد شهر « دارا » شوند و در خانههاى مختلف اقامت نمايند و شبانه خانهها را آتش بزنند تا در حينيكه روميان سرگرم اطفاء
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: پروكوپيوس
ص٢١٠