تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
سپاه ايرانى ملاقاتى كرد و پيمانى بستند كه به موجب آن مردم « ادسا » پنج « سنتنارى » طلا به خسرو مىدادند و در عوض شاهنشاه ايران تعهد سپرد كه ديگر آسيب و گزندى به روميان وارد نياورد . پس از آن خسرو استحكاماتى را كه براى محافظت خود ساخته بود آتش زد و با همهء سپاه خويش به جانب ايران بازگشت .

26 [ آمدن فرستادگان ژوستينين نزد خسرو در ناحيهء تيسفون ، انعقاد صلح با گرفتن غرامت ( 545 . م ) ، جنگ حارث با منذر ، نقشهء خسرو براى اسكان ايرانيان در لازيكا ، نافرجامى نقشهء او در تصرف دارا و اكرام سفير او در روم ]

در همين هنگام دو تن از سران رومى يكى به نام « ژوستينوس » برادرزادهء امپراطور و ديگرى به نام « پرانيوس » وفات يافتند . اولى بر اثر بيمارى سخت درگذشت و دومى از اسب به زير افتاد ، و شريانش پاره شد و هلاك گرديد . امپراطور بجاى آنان دو تن ديگر را كه يكى برادرزادهء خود او موسوم به « مارسلوس » و ديگرى شخصى به نام « كونستانتينوس » بود برگزيد . اين كونستانتينوس همان كسى بود كه پيش از اين همراه « سرگيوس » به رسالت از جانب امپراطور نزد خسرو رفته بود . ژوستينين اين بار نيز « كونستانتينوس » را همراه « سرگيوس » به نزد خسرو فرستاد تا پيمان صلحى با وى منعقد سازد . رسولان مذكور در سرزمين آشور ، در محلى كه شهرهاى « سلوسى » و « تيسفون » در آنجا واقع است ، به حضور خسرو بار يافتند . اين دو شهر از بناهاى امراى مقدونى است كه پس از اسكندر پسر فيليپ در ايران و ساير كشورهاى آن نواحى حكومت مىكرده‌اند و ميان شهرهاى مذكور غير از رودخانهء دجله كه از وسط آن مىگذرد هيچ سرحد ديگرى موجود نيست . وقتى رسولان رومى در اين نقطه به حضور خسرو رسيدند از او تقاضا كردند كه ايالت « لازيكا » را به روم مسترد دارد و پيمان صلح هميشگى با آن دولت ببندند . خسرو به پاسخ آنان گفت كه با وضع كنونى بستن هيچگونه پيمانى امكان‌پذير نيست و تنها راه حل آنست كه صلحى موقت برقرار گردد تا نمايندگان دو طرف بىترس و واهمه بتوانند آزادانه بهر طرف رفت و آمد نمايند و پس از رفع كليهء اختلافات پيمان صلح دائمى ببندند . ضمنا