تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
نكرده باشند و اگر هم شكست خوردند آنگاه موضوع مصالحه را پيش بكشند . وقتى « رسىناريوس » به داخل حصار شهر رفت ايرانيها تقاضا كردند نمايندگان مردم شهر را بىفوت وقت براى بستن پيمان نزد خسرو بفرستند ، ليكن روميها به عذر بيمارى « مارتينوس » قرار گذاشتند نمايندگان خود را سه روز بعد گسيل دارند . خسرو از اين خبر بدگمان شد و آمادهء جنگ گرديد . نخست مقدار زيادى سنگ و آجر بر روى پشتهء مصنوعى ريخت و دو روز بعد با همگى سپاهيان خود به پاى حصار شهر آمد تا آن را محاصره نمايد . بدين منظور در پاى هر دروازه گروهى از سران سپاه را با لشكريان آنها گمارد و مقدار زيادى نردبان و ماشين جنگى نيز همراه آنها فرستاد ، چنان كه لشكريان او اطراف شهر را دايره‌وار احاطه نمودند . در پشت سر سپاهيان عرب را با گروهى از سپاهيان ايرانى گماشته بود كه چون شهر گشوده شد و اهالى قصد فرار كردند ، سپاهيان مزبور مانع گريختن آنها شوند و آنانرا اسير سازند . اين بود نقشهء جنگى خسرو و طرز آرايش لشكريان او . روز بعد هنگام طلوع صبح جنگ آغاز گرديد . نخست ايرانيها پيشرفت مىكردند ، زيرا روميان از واقعه بىخبر بودند و فقط عدهء كمى از آنان به قصد دفع دشمن شتافته بودند . اما همين كه نائرهء قتال اشتعال يافت شهر پر از غلغله و جنجال گرديد و همهء مردم آن از زن و مرد و حتى اطفال كوچك به طرف حصارها دويدند . از ميان اهالى كسانى كه به سن خدمت سپاهيگرى رسيده بودند شانهء به شانهء سربازان با دشمن مىجنگيدند و بسيارى از روستائيان نيز در اين كشمكش داد شجاعت و دليرى دادند . زنها و كودكان و پيرمردان سنگ و آجر براى مدافعين شهر مىآوردند و در هر مورد با آنان يارى مىكردند . برخى نيز طشت‌هاى پر از روغن زيتون را روى آتش مىجوشاندند و در حال جوش بر سر دشمن مىريختند . ديرى نگذشت كه ايرانيها ناگزير به عقب‌نشينى شدند و سلاح خود
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 205 | پروكوپيوس / محمد سعيدى