داد كه چه شهرهائى را از روم به تصرف خود درآورده و با آنها چه معامله نموده است و آنگاه ايشان را تهديد كرد كه اگر همهء دفائن و گنجينههاى شهر را به وى ندهند ، مردم « ادسا » را به سختترين كيفرها گوشمالى دهد .
رسولان در پاسخ وى گفتند كه اگر شرايط پيشنهادى سنگين و غير قابل قبول نباشد ، ما پيمان صلح با شما را به بهاى مناسبى مىخريم ، ليكن كسى از عواقب حتمى جنگ آگاه نيست و آنكس هم كه جنگى را آغاز مىنمايد به درستى نمىداند كه جنگ به سود او يا به زيان او پايان خواهد يافت . خسرو به شنيدن اين سخنان خشمگين گرديد و رسولان را از حضور خود بيرون راند .
در روز هشتم محاصرهء شهر خسرو تصميم گرفت كه پشتهاى در برابر حصار برپا نمايد و به اين قصد تعداد زيادى درخت از نواحى مجاور بريده همه را با شاخه و برگ در ميدان وسيعى كه تا ديوار شهر به مسافت يك تيرانداز فاصله داشت و زوبين مدافعين حصار بدانجا نمىرسيد به روى هم انباشت و سپس مقدار زيادى خاك و سنگ بر روى آن ريخت . آنگاه به منظور آنكه هرچه بر بلندى پشته افزوده شود و از پايدارى و استحكام آن چيزى كم نگردد ، ميان طبقات خاك و سنگ الوارهاى بزرگ انداخت . اتفاقا پطرس فرمانده لشكريان رومى از قصد ايرانيان آگاهى يافت و براى جلوگيرى از عمليات آنان گروهى از جنگيان « هون » را كه تابع روم بودند مأمور ساخت تا به اردوى ايرانيها حمله برند و موجبات دردسر كارگران ايشان را فراهم سازند . هونها ناگهان بر سر ايرانيها تاختند و گروه زيادى از آنانرا به هلاكت رسانيدند و مخصوصا يكى از آنها موسوم به « آرژك » بيش از ديگران دليرى از خود نشان داد و به تنهائى بيست و هفت نفر را به خاك هلاك انداخت . از اين هنگام به بعد ايرانيها مراقب كار خود شدند و ديگر كسى را مجال آن نماند كه به جنگ آنان بشتابد ، ولى همين كه كارگران آنها ساختمان پشته را به
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: پروكوپيوس
ص١٩٩