تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
نداشتند بيش از ديگران كشته دادند ، زيرا مردان « اورلى » نه كلاه خود دارند و نه زره و جوشن و سلاح دفاعى آنان فقط عبارت از يك سپر و بالاپوش كلفتى است كه پيش از آمدن به ميدان جنگ آن را مىپوشند و كمربندى بر روى آن مىبندند . غلامان « اورلى » حتى اجازهء حمل سپر نيز ندارند ، مگر آنكه در جنگ دلاورى فوق العاده از خود بروز دهند و اربابانشان به آنان اجازه دهند كه تن خود را با سپر بپوشند . روميان در برابر دشمن ايستادگى نكرده پا به گريز نهادند و اصلا به اين انديشه نيفتادند كه براى حفظ آبرو و حيثيت خود مقاومتى به خرج دهند . اما ايرانيها از ترس آنكه مبادا فرار روميان به اين بىآبروئى از روى فريب و خدعه باشد و قصد آن كرده باشند كه در گوشهء ديگرى كمين كنند ، آنان را فقط تا حدود سرزمينهاى كوهستانى دنبال كردند و چون عدهء آنها نسبت به دشمن خيلى كمتر بود ، جرأت نكردند پيش‌تر بروند و در زمين صاف با وى بجنگند . از طرف ديگر روميها و مخصوصا سرداران ايشان به تصور آنكه دشمن هنوز در پى آنهاست بىآنكه دقيقه‌اى بايستند رو به گريز نهادند و براى آنكه زودتر از معركه جان بدر برند با فرياد و تازيانه ، اسبهاى خويش را به زمين مىافكندند ، زيرا جرأت صف‌آرائى و ايستادگى در برابر ايرانيها را نداشتند و تمام اميدشان به نيروى پاى اسبانشان بود . به اينجهت آنقدر به اين حيوانات فشار آوردند كه يكى از آنها هم جان به سلامت بدر نبرد و وقتى فرمان توقف داده شد همهء آنها به زمين افتادند و در دم هلاك گرديدند . اين واقعه از كليهء مصائب ديگرى كه پيش از اين به روميان رو كرده بود سخت‌تر و هولناك‌تر بود ، زيرا گروه بسيارى از آنان به هلاكت رسيدند و گروه زياد ديگرى نيز به دست دشمن اسير شدند . اسلحه و اسبان بارى روميان كه به چنگ ايرانيها افتاد به قدرى بود كه مىگويند دولت ايران با گرفتن آنها بسى دولتمندتر از پيش شد .