« ادوليوس » هنگام فرار از پاى دژى واقع در ارمنستان ايران به وسيلهء سنگى كه مردم بر سر او زدند هلاك شد . اما لشكريان « ژوستوس » و « پيرانيوس » به سرزمينهاى « تارانون » « 1 » تاختند و پس از چپاول و غارت آنجا بىدرنگ برگشتند .
24 [ حملهء چهارم خسرو به روم ( 544 . م براى جنگ با خداى مسيحيان ، محاصرهء شهر ادسا ، غرامتخواهى ساختن پشته در برابر دژ ، گفتگوى استفانوس پزشك با خسرو ]
سال بعد خسرو پسر قباد بار چهارم به خاك روم حمله برد و لشكريان خود را به سوى بين النهرين برد ( 544 ميلادى ) اين بار لشكركشى خسرو نه بر ضد « ژوستينين » بود و نه بر ضد شخصى ديگر ، بلكه بر ضد خداى مسيحيان بود . زيرا در لشكركشى نخستين چون نتوانسته بود شهر « ادسا » را بگيرد هم خود او هم مجوسانى كه همراه وى بودند شكست را از جانب خداى مسيحيان دانسته و بسيار خشمگين گرديده بودند . خسرو براى جبران اين پيشآمد سوگند ياد كرد كه مردم « ادسا » را تماما به اسيرى به ايران بياورد و شهر ايشان را به چراگاه گوسفند مبدل سازد . به اينجهت وقتى با لشكريان خود به حوالى شهر « ادسا » رسيد گروهى از سواران هياطله را كه همراه لشكر وى بودند به پاى حصار شهر فرستاد تا گلههائى را كه با شبانان خود در پاى ديوار مشغول چرا بودند به اردو بياورند . سواران مذكور تا نزديك چراگاه گلهها آمدند و براى بردن گوسفندان با شبانان به زد و خورد پرداختند و به زودى گروهى از سپاهيان ايرانى نيز به يارى ايشان شتافتند و نزديك بود عدهاى از گوسفندان را ببرند ، ليكن در همين هنگام سپاهيان رومى و گروهى از مردم شهر بر ايشان حمله آوردند و جنگ تن به تن سختى بين آنها درگرفت ، در اين اثنا گوسفندان كه از چنگ دشمن رهائى يافته بودند به عادت معمول نزد شبانان خود برگشتند و به آغل رفتند . يكى از سواران هياطله كه پيشاپيش ديگران سرگرم جنگ بود ، بيش از همه باعث زيان روميان مىشد و تلفات بسيارى بر آنها وارد مىساخت . اتفاقا يكى از
هامش
( 1 ) -Taranon