تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
خبر مبهوت گرديدند و چون بر خلاف نيكنامى خود ميدانستند كه با سپاهى بدان بزرگى از راهى كه آمده‌اند برگردند ناگزير لشكريان خود را تا حديكه ممكن بود آراستند و آنها را به سه دسته تقسيم نمودند و به سوى دشمن تاختند . « پطرس » در جناح راست و « والريانوس » در جناح چپ و « مارتينوس » در عقب لشكر قرار گرفته بودند . چون همگى تا نزديكى پايگاه دشمن آمدند ، در آنجا متوقف گرديدند . زيرا سرزمين آنجا كوهستانى بود و عبور از آنجا دشوار مىنمود . بعلاوه روميان صفوف خود را به شتاب آراسته و به اينجهت هنوز دچار آشفتگى بودند . در اين وقت ايرانيها به محل تنگى گرد آمدند و بىآنكه جنبش نمايند به سنجيدن نيروى دشمن پرداختند ، زيرا « نابد » به ايشان فرمان داده بود كه به هيچوجه آغاز جنگ نكنند و فقط وقتى دشمن شروع به حمله كرد به مدافعه بپردازند . « نرسس » نخست با جنگيان « اورلى » و رومى خويش به جنگ دشمن شتافت و پس از زدوخورد سختى بالاخره ايرانيها را پراكنده ساخت . ايرانيان از برابر دشمن گريخته به سوى دژ هجوم آوردند و هنگام گذشتن از جادهء تنگ و باريك روستا گروه زيادى از ياران خود را مجروح و مقتول ساختند . « نرسس » چون حال را چنين ديد با لشكريان خود در پى آنان شتافت و بقيهء سپاه رومى نيز به يارى او آمدند در اين هنگام ناگهانى مردانى كه در خندق كنار راه پنهان بودند ، از كمين‌گاه خويش بيرون جستند و گروه بسيارى از جنگيان « اورلى » را به هلاكت رسانيدند و ضربت سخنى به پيشانى خود « نرسس » زدند . برادر وى « اسحق » او را با زخم كشنده‌اى كه برداشته بود از ميدان جنگ بيرون برد و طولى نكشيد كه بر اثر همان زخم بدرود زندگى گفت . روميان از اين پيش‌آمد دچار آشفتگى و بىنظمى گرديدند و « نابد » نيز موقع را به دست آورده با لشكريان خود بر ايشان تاخت و در تنگناى راه روستا گروه زيادى از آنان را با پيكانهاى خود به هلاكت رسانيد و در اين واقعه جنگيان « اورلى » كه پيشاپيش قشون حركت مىكردند و مدافعى