است موسوم به « انگلون » « 1 » . « نابد » چون خبر حملهء روميان را شنيد با سپاهيان خود به روستاى مزبور پناهنده شد و به پشتگرمى استحكامات آنجا در آنجا متوقف گرديد روستاى « آنگلون » در پايان كوه واقع است و دژ استوارى نيز دارد كه به همان نام موسوم و در سراشيبى دامنهء كوه قرار گرفته است . « نابد » براى آنكه راه عبور به روستا را ببندد ، مدخل آنجا را با تختهسنگهاى بزرگ و ارابه سد نمود و بعد خندق گودى نيز در پاى آن كند و لشكريان خود را كه روى هم رفته چهار هزار تن بودند در پاى آن به كمين گماشت .
در همين هنگام روميان به محلى كه تا روستاى « انگلون » به قدر يكروز راه فاصله داشت ، رسيدند و در آنجا يكى از ايرانيها را كه به جاسوسى مىرفت دستگير نمودند و محل اقامت « نابد » را از وى پرسيد . مرد ايرانى در جواب گفت كه « نابد » با لشكريان خويش از « انگلون » حركت كرده و به نقطهء نامعلوم ديگرى رفته است . نرسس چون اين خبر را شنيد سخت خشمگين گرديد و به سرزنش ياران خود پرداخت كه چرا در حركت تأخير كردهاند و ديگران نيز هر يك گناه را به گردن ديگرى مىانداختند و به هم پرخاش و بدگوئى مىكردند . در نتيجه همگى انديشهء حمله و جنگ را از سر بدر كردند و بىآنكه خطر موجود را دريابند به فكر چپاول مردم آنسامان افتادند . طولى نكشيد كه سپاهيان صف خود را شكسته با بىنظمى و اغتشاش كامل به هر سو پراكنده شدند و در اين هنگام ديگر هيچكس به فكر فرمانبردن از افسران خود نبود و سپاهيان با بارخانهها درآميخته بودند ، چنان كه گفتى براى تصرف اموال غارتى آمادهاى مىروند . اما همين كه با اين وضع تا نزديكى روستاى « انگلون » رسيدند ، جاسوسان آنها خبر آوردند كه دشمن در روستاست و دست به كار تجهيز سپاه خود مىباشد . سرداران به شنيدن اين
هامش
( 1 ) -Angelon