براى انجام اين مقصود خود را با اشكال بزرگى مواجه مىديد بدين معنى كه مىپنداشت لشكريان دشمن راه عبور فرات را بستهاند و بواسطهء تمام شدن خوراكى بازگشت از راه نخست هم غير ممكن مىباشد ، سرزمينهاى ميان راه باير و خالى از سكنه بود و به هيچوجه خوراكى و ساير لوازم در آن يافت نمىشد . خسرو پس از دقت و مطالعهء بسيار عاقبت مصلحت در آن ديد كه خطر جنگ را تحمل كند و از معبر فرات بگذرد و خط سير خود را در سرزمينهاى حاصلخيز آنطرف فرات قرار دهد .
« بليزاريوس » به خوبى مىدانست كه صد هزار نفر از عهدهء جلوگيرى خسرو برنخواهند آمد زيرا اولا در چندين نقطه گذشتن از شط به وسيلهء قايق آسانست و بعلاوه شمارهء سپاهيان ايران به قدرى زياد است كه روميان جرأت جلوگيرى آنان را در موقع گذشتن از فرات ندارند . به همين جهت بود كه بليزاريوس نخست به « ديوژن » و « ادوليوس » فرمان داد تا با سرداران خود و هزار تن سوار ديگر به قصد ترساندن خسرو در ساحل فرات حركت نمايد .
اما به زودى متوجه اشتباه خود گرديد و ترسيد كه مبادا مانعى در راه بازگشت خسرو از خاك روم پيدا شود و دو طرف ناگزير از جنگ و مبارزه شوند و چون « بليزاريوس » بيرون كردن خسرو و سپاه بيشمار او را از سرزمين روم بىجنگ و خونريزى پيروزى بزرگى براى خود مىدانست به اينجهت به « ديوژن » و « ادوليوس » فرمان داد كه هيچ اقدامى در جلوگيرى از ايرانيان نكنند و آرام و بىحركت در جاى خود قرار گيرند .
بنابراين خسرو به شتاب پلى بر روى فرات ساخت و بىهيچ فوت وقت همهء لشكريان خود را از آن گذرانيد ، زيرا ايرانيها همگى هنگام حركت قلابهاى آهنى مخصوصى همراه خويش برمىدارند تا در هنگام ضرورت قطعات تير و تخته را با آنها به هم پيوسته و يك قسم پل موقتى با آن بسازند و به همين جهت هم هست كه مىتوانند بىهيچ رنج و اشكالى از روى همهء رودخانهها
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: پروكوپيوس
ص١٨٨